عشق صورتی من پارت/p5

عشق صورتی من پارت/p5

ویو دامیان
رفتم سمت صدا آنیا که دیدم الکس دار سعی می‌کنه انیا رو ببوسه که رفتم جلو

دامیان: داری چه غلطی می‌کنی
الکس: به تو ربطی نداره
دامیان: چرا خیلیم ربط داره
الکس: تو چیکارشی که به تو ربطی داره
دامیان: دوست پسرشم
الکس: از کی
دامیان: از الان
الکس: اگه دوست پسرشی پس ببوسش

دامیان سرخ شد دست آنیا رو گرفت کشید سمت خودش و بوسیدش

آنیا: 🍅🍅
دامیان: 🍅 خب دیدی حالا کم شو

الکس رفت و دامیان گفت
دامیان: ببخشید آنیا مجبور شدم 🍅🍅
آنیا: اشکال نداره 🍅🍅

پارت بعد شب می‌زارم
گذارشم نکنید لطفاً و ممنون بابت همایت هاتون 🫶💕✨🎀
دیدگاه ها (۲)

عشق فقط موتور 😎💯

عشق فقط موتور 😎💯

عشق فقط یک کلام ۴۰۵ الیه سلام 😎💯

عشق فقط یک کلام ۴۰۵ الیه سلام 😎💯

رمان 💚🩷شروع تازه 💚🩷یک شب بارانی و طوفانی: انیا تو ذهنش ( دیش...

چه ربطی داره ؟ من هر چی بخوام می زارم و ربطی هم به ادب نداره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط