نمیدانم چرا

نمیدانم چرا
وقتی به آغوش میگیرمت
دیگر به هیچ چیز فڪر نمیڪنم
شاید آغوش تو!
بن بست
تمام افڪارم است ..
دیدگاه ها (۳)

شراب جام چشمانت ، چقد گیراست دلبرجانسگ چشمت از آن شرب اش بسی...

زن ...بام نیست تا برای هواخوری به سراغش بروی"آسمان است پرواز...

گاهی باید دور شد تا حرمت حضورت را لمس کنند زیادی که در دسترس...

پر از شعرم ولی بی تو، زبان واژه لالست و...نمی دانی که بعد از...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ولی تو ب...

میبوسمت در حالی که تو آنجا نیستی .در آغوش میگیرمت در حالی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط