احساس رقابت، احساس حقارت است، بگذار که هزار تیر انداز به

احساس رقابت، احساس حقارت است، بگذار که هزار تیر انداز به روی یک پرنده تیر
بیندازند! من از آن که دو انگشت بر او باشد انگشت برمی دارم. رقیب، یک آزمایشگر
حقیر بیشتر نیست، بگذار آنچه از دست رفتنی است از دست برود...!!!
دیدگاه ها (۵)

گاهی آنچه مسیر یادگیری کودک را باز می کند، آموزش بیشتر نیست؛...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۴‌آنیا لرزش دست‌هایش...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

مرد بی رحم

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت ۱۶ — حرفی که بالاخره گفته شدعصر آرامی بود. نیلسو و جونگ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

رقیب کوچولوی جیمین... عصر همان روز...جیمین نقشه‌ای کشیده بود...

ادامه سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط