حکایت و داستان های آموزنده:

حکایت و داستان های آموزنده:
ای ساربان آهسته ران
کارام جانم میرود
وآن دل که باخود داشتم
بادلستانم میرود
او میرود دامن کشان
من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان
کز دل نشانم میرود....
دیدگاه ها (۲)

asal banoo:دلم می سوزد وقتی می بینم توی شهرداری حقوق آنهایی ...

ﻧﮕﻮ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺰﺍﺣﻤﺘﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺑﮕﻮ : ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘ...

ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم می‌رود...وآن دل که با خود داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط