مادرم همیشه میگفت :

مادرم همیشه میگفت :

"شادی" کلید زندگیه.

وقتی رفتم مدرسه،

انشاء دادند: «بزرگ شدی میخوای چه کاره شی؟»

نوشتم: «شــاد»


گفتند موضوع انشاء را نفهمیدی!

گفتم شما زندگی رو نفهمیدید . . .

- جان لنون
دیدگاه ها (۸)

نگاه یک طنز پردازبه مقوله کاندیدای مجلسکاندیدای مجلس کیستفرد...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﺧﻮﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﻦ ﺭﺍﻩ، ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﺭ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﺍﺵ ﺑﺎ ﺧﻂ ﺩﺭﺷﺖ ﻧﻮﺷ...

دکتر شریعتی:خداوندا.!!به مَذهبی ها بفهمان کهمذهب اگر پیش از ...

در"نقاشی هایم"تنهاییم راپنهان می کنم...در"نوشته هایم"درددلم ...

رومان عشق مافیا پارت 27 ترو خدا یہ لایک کنی جایہ دوری نمیرہ ...

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

اسم فیک: عشق آبی p22ات: *نذاشتم تو صورت هی دو بزنه و دستشو ت...

پسر بد (67)

قسمت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط