رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۸۶

دیانا: نشستم رو پاش و دستم و کردم تو موهاش

ارسلان: با اون پاهای لختش که نشست رو پام گرمم شد فرشته کوچولو اذیت نکن دیگه

دیانا: با ناز خنده ای کردم که یهو

ارسلان: وقتی داشت می‌خندید یهو یه نیرویی منو به سمت لباش برد

دیانا: جدا شد ازم پسر خوشگله ما خیلی بی طاقت دوباره خندیدم

ارسلان: دیانا مگه نگفتی صبر کنم پس چرا خودت داری اذیتم میکنی

دی:سرمو گذاشتم رو شونش نفسام به گردنش می‌خورد گفتم خودم طاقت ندارم حس کردم نفسش کشدار شده

ارسلان: دیانا من نمیخوام اذیتت کنم ولی خودت نمیزاری

دو نفر بیشتر نمونده تا ۴۶۰ تاییشدنمون و ۷ تا پارت جنجالی و خفن و جذاب
دیدگاه ها (۱۱)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۷دیانا: ارسلان من کجا اذیت میکنم...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۸ارسلان: حالا خانم خوشگله اگر نم...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۵ارسلان: کلید ک انداختم تو در در...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۴ارسلان: شما جون بخواه خوشگل من ...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

میشه قلبت رو هک کنم یونگی

پارت ۷۶پرش زمانی ///*رسیده بودم خونه *رزت : هوف فکر کنم قرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط