مین جی خندید و این بار پایین تر گردن درست وست دکمه های ته

مین جی خندید و این بار پایین تر گردن درست وست دکمه های تهیونگ را بوسید
مین جی : نه لازم نیست بریم پایین سام بخوریم .. برعکس یه دقیقه هم جیمین و میون‌شی از ذهنم بیرون نمیره
تهیونگ گیچ نگاهش کرد سپس گفت : من امروز با میون‌شی حرف زدم ؟
مین جی به خوبی فراموش کرده بود که در حالت مانیا یا افسرده فراموشی میگیرد سپس تند گفت : آره آره خوب زود گذشت برای همین یادت نیست
دیدگاه ها (۱)

قسمت هفت

(ادامه ی پارت آخر) گوون خیلی مطمئن سر تکان داد.گوون: آره!لی ...

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(فلش‌بک __پنج سال...

partسکوت...فقط صدای نفس‌ها شنیده می‌شد.مین‌هو پوزخند زد.«اگه...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط