یک نفر هست که دلتنگ تو این بار نشد

یک نفر هست که دلتنگ تو این بار نشد
در پس کوچه ی تنهایی خود ،باز گرفتار نشد
با همان سادگی و حال بد بی خبرش
بی هوا ،مست ز چشمان تو این بار نشد
من ز تو بی خبر و باز چه میدانستم
که دلت تنگ من بی خبر این بار نشد
من تورا باز پرستیدم و کتمان کردم
آخر این دل، چه بگوید ،؟
ک دلت، تنگ من این بار نشد...!

loveely
#خاص #جذاب
دیدگاه ها (۲)

وقتی حضرت آدم ‹ع›،از بهشت به زمین هبوط میکرد، جبرئیل به او...

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش راباز گم کردم ز شادی دست و ...

#خاص #زیبا #جذاب #عکس_نوشته

قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام –: خَصْلَتا...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

«رویای سرخ» با خود عهد بستم این آخرین دیدار باشد ولی حیف لح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط