تو به من میخندی و نمیدانستی

تو به من میخندی و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب رادست تودید
غضب الوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالها هست که در گوش من ارام ارام
خش خش گام تو تکرار کنان
میدهد ازارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا ,
خانه کوچک ما سیب نداشت
دیدگاه ها (۳)

شبیه هیچکس ....نه !!!به سبک خودم دوستت دارم ....تو را باید "...

✨ باهر رنگـــــــــی رفاقت کُـــــــــــن 💫 ولـــــــی رف...

عشق یعنی" به پای هم پیر شدن❤ ️نه به دست هم سیر شدن....

✨ اگر جاده‌ای پیدا کردیدکه هیچ مانعی در آن نبود،💫 به احتمال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط