بي هيچ سلاحي،
بي هيچ سلاحي،
روي صندلي ام مي نشينم....
و صداي كليد را مي شنوم,
كه در قفل مي چرخد....
قاتلِ مـن، روزي
تمام پله ها را بالا مي آيد....
صداي خيابان بلند است,
وفرياد هاي من هرگز،
كسي را به سمت اين پنجره نمي كشاند....
صداي خيابان بلند است,
ومن هرگز,
با خود اسلحه اي حمل نکرده ام....
روي صندلي ام مي نشينم....
و صداي كليد را مي شنوم,
كه در قفل مي چرخد....
قاتلِ مـن، روزي
تمام پله ها را بالا مي آيد....
صداي خيابان بلند است,
وفرياد هاي من هرگز،
كسي را به سمت اين پنجره نمي كشاند....
صداي خيابان بلند است,
ومن هرگز,
با خود اسلحه اي حمل نکرده ام....
- ۵۳۹
- ۰۲ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط