هفت مافیای سرد

هفت مافیای سرد

پارت ۲۰
جکسون تیری به زمین زد
جکسون : نکنه میخوای تیر بعدی تو سرت باشه
آرنیکا : خفه شو هیچ گوهی نمیتونی بخوری
جکسون: که اینطور
ناگهان در شکسته شد و تمام افراد جکسون ریختند داخل و افراد اعضا هم ریختند داخل و شروع به درگیری کردند جونگ‌کوک به سمت آرنیکا آمد
جونگ‌کوک : سریع باید از اینجا بریم
آرنیکا : لینا بیا بریم
جونگ کوک : او برای چی باید بیاد
آرنیکا : نکنه میخوای اینجا تنهاش بزارم
لینا : بس کنید
جونگ کوک : خیلی خوب فقط بیا بریم
اعضا و لینا و آرنیکا نامحسوس از ساختمان بیرون آمدند و سوار ون شدند راننده با سرعت زیاد رانندگی می‌کرد بعد از چند دقیقه رسیدند عمارت همه پیاده شدند و وارد عمارت شدند
آرنیکا : اجوماااااااا
اجوما : بله خانم
آرنیکا : یه اتاق برای لینا آماده کن
اجوما : چشم
اجوما از آنها دور شد و با چند تا از خدمتکارا به سمت یکی از اتاق ها رفتند تا برای لینا آماده کنند
آرنیکا : لینا بیا بریم اتاق من
لینا : نه نمیخواهم مزاحم باشم من میرم
آرنیکا : نه بری که دوباره جکسون تو رو پیدا کنه
لینا : آخه
آرنیکا : آخه ندارن همینجا میمونی
لینا : مرسی ( لبخند )
جیمین : آرنیکا یه لحظه وایسا کاریت داریم
آرنیکا : چی شده
جین : بهت می‌گیم
آرنیکا : خب بگو
جیمین : تنها
آرنیکا : باشه... لینا تو برو بالا سمت راست آخرین اتاق
لینا : باشه
لینا رفت
آرنیکا : چی شده
جیهوپ : برای چی لینا را آوردی
آرنیکا : انتظار دارید اونجا ولش میکردم
جونگ کوک : جیهوپ راست میگه نباید می آوردیش
آرنیکا : یعنی چی چی دارید میگید
جین : آرنیکا ممکنه او یه جاسوس باشه
آرنیکا : معلوم هست چی داری میگیم او دوست منه هیچوقت اینکارو نمیکنه ( با داد )
جونگ کوک : از کجا معلوم
آرنیکا : همه این آتیش ها از گور تو بلند میشه تو رفتی به اینا گفتی آره ( با داد )
جونگ کوک : حرف دهنتو بفهم ( داد )
نامجون : آروم باشید
جیهوپ : ما نمی گوییم دوست تو جاسوس هست
آرنیکا : پس چی ها چی دارید میگید ( داد )
جونگ کوک : لینا نباید اینجا باشه ( داد )
آرنیکا : اگر قرار است لینا اینجا نباشه من هم نیستم ( بچه ها کلا حرف های آرنیکا با اعضا با داد است )
نامجون : بسه دیگه هی هیچی نمی‌گم ( از الان اعضا با آرنیکا با داد حرف میزنند )
آرنیکا : مثلاً چی میخوای بگی ها
نامجون : حرف دهنتو بفهم همین که گفتیم لینا نباید اینجا باشه
آرنیکا : اگر لینا از اینجا بره منم میرم
جیهوپ : اصلا بیایید یه کار کنیم
نامجون : چی
جیهوپ : بیایید لینا را زیر نظر داشته باشیم
آرنیکا : میفهمی داری چی میگی
شوگا: راست میگه تو این چند روز لینا را زیر نظر می‌گیریم اگر معلوم شد جاسوس نیست هر چی تو بگی
آرنیکا : اینکه معلومه جاسوس نیست
شوگا : ولی اگر جاسوس باشه....
آرنیکا : ولی چیییی
جونگ کوک : بزار حرفشو بزنه
آرنیکا : تو یکی دهنتو ببند
جونگ کوک : چه زری زدی
جیهوپ : بسه اگر جاسوس بود دیگه حق نداری رو حرف ما حرف بزنی
آرنیکا : خیلی خوب باشه....ولی فقط دوست دارم قیافتون ببینیم وقتی میفهمید جاسوس نیست اونوقت به بلایی سرتون بیارم
آرنیکا با عصبانیت از پیش اعضا رفت و به سمت اتاقش رفت
جونگ کوک : دختره....
جین : بس کن
جونگ کوک : خودتو زدی به خریت نمیبینی چطوری با ما رفتار می‌کنه
جین : ولش کن فعلا صبر کن تا دست دختره رو شود بعد
جونگ کوک : هوفففف باشه
اعضا هر کدام مشغول کارای خودشان شدند
ویو لینا :
حرف هایشان را گوش دادم هههه دختره ساده فکر میکنم من دوستش هستم وایسا برات دارم
سریع به سمت اتاقش رفت ولی اشتباه بدی کرد چون همون موقع که لینا رفت اعضا داشتند درباره نقشه ای که بینید لینا جاسوس هست یا نه حرف می‌زدند و لینا نمیدونست و فکز میکرد قرار نیست لو بره ( بچه ها لینا کامل به حرف های آنها گوش نداد فقط نصفش تا قبل از اینکه حرف نقشه را بزنند گوش داد )
وارد اتاق آرنیکا شدم گوشی مخفی را بیرون آوردم و زنگ وجکسون زدم
جکسون : الو
لینا : همچی خوب پیش رفت
جکسون : یعنی تو رو وارد عمارتشان کردند
لینا : آره بقیه به جز آرنیکا فکر می‌کردند من جاسوس هستم ولی آرنیکا جلوی آنها وایساد
جکسون : آخی دختره بیچاره ( خنده )
لینا : تا چند روز دیگه مدارک خونه و خونه را برایت می آورم
جکسون : خوبه گند نزنی ها
لینا : نه حواسم هست خداحافظ
جکسون : خداحافظ
لینا تلفن را قطع کرد و روی تخت نشست و گفت :
دیدگاه ها (۱)

هفت مافیای سرد پارت ۱۹ جکسون نگاهش به من افتاد و با یه لبخند...

هفت مافیای سرد پارت ۱۸ ویو ادمین :دان یو : ارباب چیزی لازم ن...

پارت ۱۱🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤ویو جینبعد از اینکه گوشی رو قطع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط