باید زمان می گذشت

باید زمان می گذشت
زیبایی ات
آرام... آرام
روی گونه هایم می نشست...
گاهی باید در خانه می ماندم و
به رویای رنگین کمان فکر می کردم
گاهی هم
به خیابان می زدم
چترم را باز می کردم
و به صدای باران
قبل از زمین خوردنش گوش می دادم
باید زمان می گذشت
من و باران باهم دوست می شدیم
بعد زیبایی ات
آرام... آرام
روی گونه هایم می نشست.
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

چه می شد خدایا ...چه می شد اگر ساحلی دور بودم؟شبی با دو بازو...

جانا ز فراقِ تو، این محنتِ جان تا کی؟دل در غم عشقِ تو، رسوای...

وقتی یکی را دوست داریدوست داری دیگراصلا بعضی چیزها را خود آد...

مگر تو چند نفریکه یک جهانبی تو خالیست #امیر_وجود #عکس_نوشته

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔𝟓ات دیگه نمی‌تونست نفساشو کنت...

مردی در ساحل...[پارت سیزدهم]غروب...نور نارنجی خورشید از پنجر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط