زانو زده ام

زانو زده ام
در میان دلی ،
که سقفی برای دوست داشتن ندارد ..
هر چه دوستش میدارم
بیشتر میخواهمش
هر چه می بوسمش تشنه تر میشوم
ذهنم شده
یک اطاق خالی
که عریانش کنم
و همه اش را مال خود کنم
و سیراب شوم از شهوت درونش ..
حیف که پا نمیدهد
این دختر چموش رویاهایم ..
دیدگاه ها (۰)

‌‌‌‌‌‌‌‌▫️دردِ بےدرماڹﺍست:دلت گیر باشدو بگوید برو… دلت گیر...

نگاهتبوی بوسه می‌دهدچشمانت رانبند‌

▫️و عشق آنقدرها هم که فکر می کردیم عادلانه نبود ! ...

مست لبهاى تو هستم که مرا لبريزىبه رگم تازه تر از صبح , غزل م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط