پچه داداشم یه ساعت خیره شده به من...

پچه داداشم یه ساعت خیره شده به من...
بهش میگم : چیه؟؟چته؟

میگه : حضرت عباسی قیافه ی خودته یا داری مسخره بازی در میاری!؟
دیدگاه ها (۲۸)

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام تخیلی#part4مثل برق گرفت...

خنده ی ممنوعه.

پارت ۱۷ — «ساعت دوازده»ساعت دقیقاً دوازده شد.رها روی مبل نشس...

آغوش عشق در کنار مافیا"جونگکوک"به عکسا خیره شدم، ساعت؟! مهم ...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆²با خستگی از آخرین مشتری هم خداحافظی کردی.وسایل مختصر...

🌸🌿حضرت مولانا توی یکی از داستان های مثنوی میگه که:اگر دانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط