واقعیت این است که آدمها وقتی تصمیم میگیرند برای همیشه ب

واقعیت این است که آدم‌ها وقتی تصمیم می‌گیرند برای همیشه بروند، نه چمدان می‌بندند و نه داد و بیداد می‌کنند. آن‌ها مدتی قبل از اینکه فیزیکی بروند، در سکوتِ خودشان تمام شده‌اند. رفتنِ بی‌سر و صدا، نه از سرِ غرور است و نه از سرِ بی‌رحمی؛ بلکه از “خستگیِ مفرط” می‌آید. وقتی می‌بینی دیگر هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند چیزی را عوض کند، وقتی می‌فهمی شنیده نمی‌شوی، ترجیح می‌دهی شبیه به یک سایه در انتهایِ یک شبِ طولانی، آرام کمرنگ شوی و تمام. این رفتن، زخمی ندارد، اما حفره‌ای به جا می‌گذارد که هیچ‌چیز آن را پُر نمی‌کند.
دیدگاه ها (۰)

عشق، قمارِ آدم‌هایی است که از تکرارِ روزهای بی‌رنگ خسته شده‌...

گاهی دلم می‌خواهد بنشینم یک گوشه و تمامِ خستگی‌های این چند س...

همیشه غرق شدن، بدترین اتفاقِ یک سفر نیست؛ گاهی فاجعه آنجاست ...

طبیعت، آغوشِ گشوده‌ی خداست برای روحی که از هیاهوی آهن و سیما...

بدرود بیت آخر شبهای شعر بیت

‌ #دلنوشته_رمضان #سحر_هشتم.... ✍ دلبر که تو باشی... جرات بیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط