مثلث عشقی من
مثلث عشقی من
پارت ۱۱:
ات ویو
از خواب با دل درد شدیدی بیدار شدم
دیدم ارباب کنارم خوابیده آنقدر عصبانی بودم که محکم هلش دادم که از تخت افتاد پایین
کوک: آخ چته دختر آییی کمرم
ات: خیلی ازت بدم میاد من از دست دای فرار کردم که بهم ت*جاوز نکنه بعد تو بهم تجاوز کردی باید میدونستم تو هم مثل بقیه ای(با داد)
کوک: خفه شووو صدات رو روی من بلند نکن منم بلدم داد بزنم (عربده)
ات: من پیش یه متجاوزگر نمیمونم
پاشدم لباسام رو پوشیدم
کوک: آن کجا داری میری؟
ات: به شما مربوط نیست جناب جئون
کوک: برو هر غلطی میخوای بکن ولی پشیمون میشی
ات: نمیشم نترس
کوک: ات من متاسفم
ات: تأسف تو دخترونگی من رو بر نمیگردونه
کوک: ات تو میتونی پر*دتو ترمیم کنی
من دکتر آشنا دارم
ات: باشه برای بعد الان نمیخوام بهش فکر کنم
کوک: باشه آروم باش فعلا برو اتاقت استراحت کن
ات: باشه اون مهمونی که برای جبران باید باهات بیام کی هست ؟
کوک: فردا شب لباستم برات میارن
ات: باشه
رفتم تو اتاقم رو تخت دراز کشیدم
ویو فردا شب
باید کمکم آماده شم لباسم رو آوردن به نظرم قشنگه
کوک: ات کمکم آماده شو
ات: چشم ارباب
کوک: راستی ات اونجا ارباب صدام نزن مثلاً بگو عزیزم یا عشقم
ات: چشم
کوک: رسمی حرف نزن خوشم نمیاد
ات: چشم
کوک:دآفرین دختر خوب حالا هم برو آماده شو
ات: بله چشم
.
.
.
ادامه دارد...
شرط:
۱۰تا لایک ❤️
۶تا کامنت✉️
لطفاً با حمایتتون قلبم رو اکلیلی کنید💖💖
پارت ۱۱:
ات ویو
از خواب با دل درد شدیدی بیدار شدم
دیدم ارباب کنارم خوابیده آنقدر عصبانی بودم که محکم هلش دادم که از تخت افتاد پایین
کوک: آخ چته دختر آییی کمرم
ات: خیلی ازت بدم میاد من از دست دای فرار کردم که بهم ت*جاوز نکنه بعد تو بهم تجاوز کردی باید میدونستم تو هم مثل بقیه ای(با داد)
کوک: خفه شووو صدات رو روی من بلند نکن منم بلدم داد بزنم (عربده)
ات: من پیش یه متجاوزگر نمیمونم
پاشدم لباسام رو پوشیدم
کوک: آن کجا داری میری؟
ات: به شما مربوط نیست جناب جئون
کوک: برو هر غلطی میخوای بکن ولی پشیمون میشی
ات: نمیشم نترس
کوک: ات من متاسفم
ات: تأسف تو دخترونگی من رو بر نمیگردونه
کوک: ات تو میتونی پر*دتو ترمیم کنی
من دکتر آشنا دارم
ات: باشه برای بعد الان نمیخوام بهش فکر کنم
کوک: باشه آروم باش فعلا برو اتاقت استراحت کن
ات: باشه اون مهمونی که برای جبران باید باهات بیام کی هست ؟
کوک: فردا شب لباستم برات میارن
ات: باشه
رفتم تو اتاقم رو تخت دراز کشیدم
ویو فردا شب
باید کمکم آماده شم لباسم رو آوردن به نظرم قشنگه
کوک: ات کمکم آماده شو
ات: چشم ارباب
کوک: راستی ات اونجا ارباب صدام نزن مثلاً بگو عزیزم یا عشقم
ات: چشم
کوک: رسمی حرف نزن خوشم نمیاد
ات: چشم
کوک:دآفرین دختر خوب حالا هم برو آماده شو
ات: بله چشم
.
.
.
ادامه دارد...
شرط:
۱۰تا لایک ❤️
۶تا کامنت✉️
لطفاً با حمایتتون قلبم رو اکلیلی کنید💖💖
- ۵۱.۵k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط