کاش چون پرتو خورشید بهار

کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره می تابیدم

از پس پرده ی لرزان حریر
رنگ چشمان تو را می دیدم....
دیدگاه ها (۱)

ای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوستحال من دزدیده اندر گوش ع...

ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگوگر نگویی با کسی با عاشق...

دنیا پر از رنج است با این حال، درختان گیلاس شکوفه می دهندهنو...

درختی پیرشکسته خشک تنها گمنشسته در سکوت وهمناک دشتنگاهش دورف...

ای کاش می‌خوابیدم تو رو خواب می دیدم

بعضی ها فکر میکنند وقتی میگوییم در چشمانش غرق شدم منظورمان ا...

کاش صدای توپرواز می کرداز پیله ی حنجره ،می نشستروی شانه ی خس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط