بگذار اندوهم را خواب کنم

بگذار اندوهم را خواب کنم!
بگذار از ماهی های بیرون از آب چیزی نگویم!
لالا... لالا... بغضم چرا شکست مادر؟
تشنگی ات را پنهان کن! امشب تشنگی تازه به دنیا می آید.
امشب آب برای همیشه تلخ می شود

فرشته ها این پایین، گهواره یکی را نشان هم می دهند و برایش از همین امشب، بهشت را آذین می بندند.
فرشته ها می دانند طولی نخواهد کشید که عشق از گلوی کوچک این پروانه طلوع کند.
ماهی های بیرون از آب، قدر اشک های او را بهتر از ما می دانند، مادر!

لالایی امشب از من نخواه کودکم! این که می بینی نمی توانم آرامت کنم، از ضعف نیست؛ نمی توانم آهنگ منظّم نفس هایت را بشنوم امشب.

امشب شش ماهه ترین خورشید، بیدار می شود، امشب که ماه، خودش را بر آسمان می کشد، چطور می توانم تو را آرام کنم؟ کودکم، شیرین، علی کوچک! می دانی چرا تو را علی اصغر نام نهادم؟ آخر این ستاره ای که امشب طلوع می کند، چهارده قرنی است

معصومیت را می توان در قنداقه خونی نوزادها هم دید، می توان از گلوی شکفته، تصویر خُدا در چشم ها جاودانی کرد.
می توان به خُلود اندیشید، به جذبه رسید و دور گاهواره ای چرخ زد که تمام ستاره ها دور آن می چرخند... لالایی کودک شیرینم، لالایی!

این لالایی امشب برای سکوت خوانده می شود.
این لالایی برای اشک است.
این لالایی خون است، لالایی پروانه ها،
لالا لالا، گل بی سر.
لالا لالا علی اصغر...
دیدگاه ها (۱)

زندگی زیباستزندگی معلم بزرگی است…:زندگی می آموزد که شتاب نکن...

زندگی زیباستمن همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟برای اینکه از هیچ...

لالا، لالا ... گل پرپر... لالا... لالا... علی اصغر...چی داری...

همه تاریخ را تکان دادیبا یک قلب «شش ماهه»به تقدیر آسمانی خوی...

داستان سهراب و پریسا نوسنده مرتضی متقیان

ستاره ای در میان تاریکی پارت 16🌌چند هفته‌ای از دریافت توصیه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط