عشق باش!

عشق باش!

بپیچ در تنم!

خورشید باش و مرا بسوزان!!

بیداد لبخندهای توام ...

آغوش صبحت را،

به رویم، بگشا ...

می خواهم،

در ییلاق گرمسیری چشمانت،

اتراق کنم...
دیدگاه ها (۳)

محبوب منحالا که خورشیدِ صبح‌های من از مشرق چشم‌های تو طلوع م...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

فراتر از خویش

سناریو تهیونگ

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

عاشقانه های شبنم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

خورشید امروز هم طلوع کرد تا به ما یادآوری کند...امید، هرگز غ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط