نام رمانباور

نام رمان:باور
به قلم: ر.الف
با تشکر از: م . پورشفیع و خواهریم
همه ما توی زندگی مون یک روز رو به این اختصاص دادیم که بشینیم و درباره آینده امون فکر کنیم؛ خودمون رو تو موقعیتی که دلمون می خواد تصور می¬کنیم. برای رسیدن به تصوراتمون اول باید باور داشته باشیم که می¬تونیم …

وقتی باور داشته باشیم که ممکنه، قطعا برای رسیدن بهش تلاش می¬کنیم …
اگه امیدمون به زیر خط فقر برسه دیگه براش تلاشی نمی¬کنیم. توی این راه اول همت و اراده خودمون مهمه و بعد از اون کمک¬هایی که بقیه بهمون می¬کنن. اما هر وقت تو این راه دلسرد شدیم، باید این رو بدونیم که ما هیچوقت تنها نیستیم و همیشه اون کمک ها همراهمون بوده و هست …
پس باید برای رسیدن به اهدافمون گام برداریم. کوتاهی و بلندی گام ها مهم نیست بلکه استحکام گام مهمه …
پس هرگز نباید به باورهامون شک کنیم؛ هیچوقتم شکهامونو باور نکنیم.
کامیار:
بعد از اینکه تیم سه نفرمون با رفتن کامران ازایران بهم خورد، من و سامی هم زندگی جدیدی رو شروع کردیم و تصمیم گرفتیم که با هم یه شرکت و راه اندازی کنیم. از اولین روزی که با کلی جون کندن و وام گرفتن تونستیم کارمون رو شروع کنیم، یه چند وقتی می-گذره. اما خداروشکر به مرور وضعمون بهتر شد و تونستیم بدهی¬هامون رو هم پرداخت کنیم. خوشحالم که تو این مدت به کسی وابسته نبودیم و رو پاهای خودمون ایستادیم. تازه داشتم خودم رو با شرایط جدید وفق می¬دادم که بعد از مدتی سامی هم با سمن ازدواج کرد و من این وسط تنها تر شدم.
سرم رو گرم کارای شرکت می¬کنم تا وقت آزاد زیادی برام باقی نمونه. باز دوباره مهمونیه و حوصله دیدن اون عتیقه¬ها رو ندارم. همون دخترای فیس و افاده¬ای و عملی، که مامان برام پسند می¬کنه. چند وقتیه گیر میده که کی می¬خوای ازدواج کنی؟ دقیقا بعد ازدواج سامی این وضع پیش اومده. خیالش از بابت اون دوتا راحت شده



https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

رمان به خاطر عشقنویسنده نگین نظریبهاااااااانهههههه بلندشوباز...

نام دلنوشته:پرسه در خاطرات حضور تونام نویسنده:پرندمقدمه:گذشت...

اسم نویسنده: یاسمن قوامیاسم رمان: گذر از فصل هاژانر: پلیسی_ع...

نام داستان:یک شب تلخبه قلم:نازنین براتیژانر:ترسناک/واقعیهدف:...

پارت ۳ :خیلی خسته بودم و یهو کایلو وارد اتاقم شد .ویو مایک :...

وایییییی خیلی خوشحالممم چند دقیقه پیش دیدم معلم ورزشمون پیام...

Part:65. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط