سلام لطفأ تا ته ش بخونيد
سلام لطفأ تا ته ش بخونيد
من بچه ي خوبي بودم و هميشه مثل پدرم خادم حسين و اهل بيت(ع) ولي همنشيني با دوستاي ناباب بعد فوت پدرم که هميشه بهم ميگفت مواظب اينا باش نزديک بود کار دستم بده اونا منو تحريک ميکردن ميگفتن؛ تو پسر سفيد رو و خوش اندامي هستي و همه دخترا زود عاشقت ميشن و بلاخره منو سمت دختراي ناباب فرستادن و با يکي دوست شدم و منو از به راه ديگه اي برد خواستم يه گناه بزرگي مرتکب بشم ولي خدا منو منع کرد شايد چون
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ
ﻣﺤﺒﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺎﯼ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﻗﺼﺪ
ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ، ﺗﻤﺎﻡ
ﻣﻘﺪﻣﺎﺕ ﮔﻨﺎﻩ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ
ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ
ﺁﻣﺎﺩﻩ ﯼ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ .
ﺩﯾﮕﻪ ﻗﺪﻣﯽ ﺗﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﺎ ﮔﻨﺎﻩ
ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﺑﻨﺸﯿﻨﻪ
ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺻﺤﻨﻪ ﻋﻮﺽ
ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﻨﺎﻩ
ﻧﺸﺪ
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﭼﯽ
ﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﻨﻪ
ﺗﻮ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺕ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ
ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﻨﺎﻩ
ﻧﺸﺪ ؟؟
ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ .…
ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ
ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ
ﺁﺭﻩ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻣﻦ
ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺧﺪﺍ ﮐﻤﮑﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ
ﺗﺎ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﻭ ﮐﺞ ﻧﮑﻨﻪ
ﺧﺪﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻩ
ﺣﺘﯽ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﮔﻨﺎ
من بچه ي خوبي بودم و هميشه مثل پدرم خادم حسين و اهل بيت(ع) ولي همنشيني با دوستاي ناباب بعد فوت پدرم که هميشه بهم ميگفت مواظب اينا باش نزديک بود کار دستم بده اونا منو تحريک ميکردن ميگفتن؛ تو پسر سفيد رو و خوش اندامي هستي و همه دخترا زود عاشقت ميشن و بلاخره منو سمت دختراي ناباب فرستادن و با يکي دوست شدم و منو از به راه ديگه اي برد خواستم يه گناه بزرگي مرتکب بشم ولي خدا منو منع کرد شايد چون
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ
ﻣﺤﺒﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺎﯼ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﻗﺼﺪ
ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ، ﺗﻤﺎﻡ
ﻣﻘﺪﻣﺎﺕ ﮔﻨﺎﻩ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ
ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ
ﺁﻣﺎﺩﻩ ﯼ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ .
ﺩﯾﮕﻪ ﻗﺪﻣﯽ ﺗﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﺎ ﮔﻨﺎﻩ
ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﺑﻨﺸﯿﻨﻪ
ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺻﺤﻨﻪ ﻋﻮﺽ
ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﻨﺎﻩ
ﻧﺸﺪ
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﭼﯽ
ﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﻨﻪ
ﺗﻮ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺕ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ
ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮔﻨﺎﻩ
ﻧﺸﺪ ؟؟
ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ .…
ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ
ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ
ﺁﺭﻩ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻣﻦ
ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺧﺪﺍ ﮐﻤﮑﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ
ﺗﺎ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﻭ ﮐﺞ ﻧﮑﻨﻪ
ﺧﺪﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺭﻩ
ﺣﺘﯽ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﮔﻨﺎ
- ۴۸۹
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط