پارت سیزدهم
پارت سیزدهم
فلش بک اون روزی که یوریکو با رئیس قرار داشت
ویو یوریکو
داشتم تبق معمول فیلم میدیدم که یهو گوشیم زنگ خورد اون رئیسم بود جواب دادم و گفت که برم اونجا و منم رفتم
یوریکو : اجازه هست بیام تو؟
؟: بفرمایید
یوریکو : کارم داشتید؟
؟: اره میخواستم درباره ی روز تلاش حرف بزنم
یوریکو : چی ؟ اون دیگه چه روزی
؟: توی این روز کل ارتش های شیطان کش به قلعه ی پادشاه میرن و سعی میکنن که اونو بکشن و تا الان فعلا نتونستن و من میخوام مسئولیت این یکی رو به تو بسپارم
یوریکو : ر. ....رئیس دیوونه شدی میدونی چقدر خطرناکه اگر بمیرن همه چی؟
؟: من نمیدونم دیگه این روز گفته که این کارو باید انجام بدیم
یوریکو : اههه
فلش بک اون روزی که یوریکو با رئیس قرار داشت
ویو یوریکو
داشتم تبق معمول فیلم میدیدم که یهو گوشیم زنگ خورد اون رئیسم بود جواب دادم و گفت که برم اونجا و منم رفتم
یوریکو : اجازه هست بیام تو؟
؟: بفرمایید
یوریکو : کارم داشتید؟
؟: اره میخواستم درباره ی روز تلاش حرف بزنم
یوریکو : چی ؟ اون دیگه چه روزی
؟: توی این روز کل ارتش های شیطان کش به قلعه ی پادشاه میرن و سعی میکنن که اونو بکشن و تا الان فعلا نتونستن و من میخوام مسئولیت این یکی رو به تو بسپارم
یوریکو : ر. ....رئیس دیوونه شدی میدونی چقدر خطرناکه اگر بمیرن همه چی؟
؟: من نمیدونم دیگه این روز گفته که این کارو باید انجام بدیم
یوریکو : اههه
- ۵۴۴
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط