سوهو:کرییییییییییییییییییییییییییس
سوهو:کرییییییییییییییییییییییییییس
یهو بکیهون اومد و تا قیافه مارو دید گفت:اوه اوه لو زود برو قایم شد بابا داره میاد بکشتت
بابا کریس اومد و رو به مامان سوهو گفت:یاااااااا چرا داد میزنی؟؟؟؟؟
سوهو:کریس یا خودت این بچه های نخالتو جمع کن یا خودم جمعشون میکنم
چانی اومد و تا مارو دید گفت:اخه این چه کاریه ؟؟؟خاک تو سر جفتتون باهم شماکه میخواین گل بازی کنین خو منم صدا میزدین دیگه میومدم باهم بازی میکردیم ...
قیافه من و لو بعد حرف چانی:O_o
کریس:باز چه گندی زدین سوهو اعصابش عین سگ شده
قیاه مامان سوهو بعد حرف بابا:O_o کریس الان تو من و با سگ یکی کردی؟؟؟؟
کریس:ها؟؟کی؟؟من؟؟نه بابا چیزه حواسم نبود...
سوهو:کریس این دوتا خل و چل رو جمعشون کن واگرنه میندازمشون تو کوچه
لوهان:من میدونستم بچه سر راهیم..شماها اصلا من و دوست ندارین..
کریس:الان میخواستی بحثو عوض کنی
لو:معلوم بود؟؟
من:نه تو راحت باش
بکی:زن داداش لوشین رفتی گل بازی کردی خط چشمت خراب شده برو صورتت رو بشور برات بکشم
قیافه من:O_o
قیافه لو:O_o
قیافه کریس؛O_o
قیافه سوهو:O_o
قیافه بقیه:O_o
قیافه بکی:*^▁^*
بکی:خو مگه چی گفتم همتون اینجوری نگام میکنین؟؟
سوهو:بکی مادر برو تو نوتلات رو بخور تا نزدم تا شی از وسط
بکی:میگم بابا کریس این مامان خیلی خشن شده شبیه گودزیلا شده
قیافه هممون جز بکی:O_o
سوهو:بکی خودت گم میشی یا خودم گمت کنم؟؟؟
بکی:اوممم نه ترجیح میدم خودم گم شم..خدافظ خانواده..خدافظ مامان سوهو.. (با لحن جناب خان)
کریس:شما دوتا بیاین برین خودتونو تمیز کنین تا این مامان گودزیلاتون هممون رو نخورده
قیافه مامان سوهو:O_o......
من و لو ترجیح دادیم صحنه رو ترک کنیم ولی اخرین چیزی که دیدم برخورد کفگیر دست مامان سوهو به سر بابا بود.......
این داستان ادامه دارد
یهو بکیهون اومد و تا قیافه مارو دید گفت:اوه اوه لو زود برو قایم شد بابا داره میاد بکشتت
بابا کریس اومد و رو به مامان سوهو گفت:یاااااااا چرا داد میزنی؟؟؟؟؟
سوهو:کریس یا خودت این بچه های نخالتو جمع کن یا خودم جمعشون میکنم
چانی اومد و تا مارو دید گفت:اخه این چه کاریه ؟؟؟خاک تو سر جفتتون باهم شماکه میخواین گل بازی کنین خو منم صدا میزدین دیگه میومدم باهم بازی میکردیم ...
قیافه من و لو بعد حرف چانی:O_o
کریس:باز چه گندی زدین سوهو اعصابش عین سگ شده
قیاه مامان سوهو بعد حرف بابا:O_o کریس الان تو من و با سگ یکی کردی؟؟؟؟
کریس:ها؟؟کی؟؟من؟؟نه بابا چیزه حواسم نبود...
سوهو:کریس این دوتا خل و چل رو جمعشون کن واگرنه میندازمشون تو کوچه
لوهان:من میدونستم بچه سر راهیم..شماها اصلا من و دوست ندارین..
کریس:الان میخواستی بحثو عوض کنی
لو:معلوم بود؟؟
من:نه تو راحت باش
بکی:زن داداش لوشین رفتی گل بازی کردی خط چشمت خراب شده برو صورتت رو بشور برات بکشم
قیافه من:O_o
قیافه لو:O_o
قیافه کریس؛O_o
قیافه سوهو:O_o
قیافه بقیه:O_o
قیافه بکی:*^▁^*
بکی:خو مگه چی گفتم همتون اینجوری نگام میکنین؟؟
سوهو:بکی مادر برو تو نوتلات رو بخور تا نزدم تا شی از وسط
بکی:میگم بابا کریس این مامان خیلی خشن شده شبیه گودزیلا شده
قیافه هممون جز بکی:O_o
سوهو:بکی خودت گم میشی یا خودم گمت کنم؟؟؟
بکی:اوممم نه ترجیح میدم خودم گم شم..خدافظ خانواده..خدافظ مامان سوهو.. (با لحن جناب خان)
کریس:شما دوتا بیاین برین خودتونو تمیز کنین تا این مامان گودزیلاتون هممون رو نخورده
قیافه مامان سوهو:O_o......
من و لو ترجیح دادیم صحنه رو ترک کنیم ولی اخرین چیزی که دیدم برخورد کفگیر دست مامان سوهو به سر بابا بود.......
این داستان ادامه دارد
- ۸.۰k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط