رمان دخت من

پارت ۲۳

+ خوش امدی عشقم

رفتم بغلش کردم

موهامو نوازش کرد

_ مرسی

_ چرا امدی پایین

+ حوصلم سر رفت

_ دیگه نیا پایین

+چ.....

_ گفتم نیا

+ باشه

_ خوبه برو اتاق الان میام

+رفتم تو اتاقم


تایلر::

کارامو انجام دادم رفتم خونه

همین ک رسیدم صدای خنده ک خونه رو برداشته بود رفتم به سمت آشپز خونه

ک دیدم

آنیا و جک دارن باهم بگو بخند میکنن

دستام مشت شددد

همون حرفا

بعد از رفتن آنیا

_ خیر باشه جک اینجا چیکار میکنی

# امدم یه سری بهت بزنم

رفتم نزدیکش


_ نزدیک آنیا نشو

+ چی میگی اون جا خواهرم


_ جای هیچکس نزار ش حالا هم ک سر زدی به سلامت


# چرا عصبانی میشی خب میرم

خداحافظ

خیلی عصبانی شده بودم رفتم به سمت اتاق همین ک رسیدم دیدم آنیا آماده باش وایساده جلو در


+ تایلر‌

گریه میکرد

_ چی شدهه

+ من کاری نکردم

_ ترسوندیم بچه

+ هق

_ من مگه چیزی گفتم

+ آخه عصبانی شدی

بغلش کردم

_ من فقط خوشم نمیاد با مرد دیگه ای بگو و بخند کنی


_ باشه؟!

+ باشه

آروم گفت خواستم یکم اذیتش کنم

_ نشنیدم

+ باشههه

_ منم دوست دارم

زد به شونه ام

+ دیوونه ای

خندیدم

..

.

..
.

.
دیدگاه ها (۰)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

رمان تو خود منی

عشق خیانت انتقام

#تپش.قلب.منPart 1سلام من ات هستم و 22 سالمه⧽⧽⧽ساعت 8 شب بود ...

رمان عشق ممنوع

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط