هیچڪس نمے‌تواند تشخیص دهد

ڪسی ڪه شانه‌هایش تڪانݧ مے‌خورد

مے‌خندد یا گریه میڪند

ما از دور خوشیم

اما از نزدیڪ

سیل اشک اماݧ را بریده است!!!
دیدگاه ها (۵)

زندگی ،وزنِ نگاهی ستکه در خاطره ها می ماند ...#سهراب_سپهری

اولین باری که دزدی کردم هفت سالم بود، شایدم هشت سال، لقمه ها...

اندوه بزرگیست چِہ باشے، چہ نباشے

میگن هر چه از دوست رسد نکوست !اما من نمیدونم چرا هر چی ازون ...

دوست داشتن‌ِ تومن را شبیه پروانه‌ها ڪردہاست ؛ حتی خودم نمی‌د...

عاشقانه های شبنم

《سایه》پارت اول: «شب‌هایی که ماه گریه می‌کرد»ماه کوچولو، همیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط