پارت

( پارت۱۴)
دیوونه دوست داشتنی 2

-بله، ولی تو همین الانشم قهرمان منی

+امیدوارم تا همیشه باشم، راستی لباست بهت خیلی میاد

*هیکاری یدونه پیرهن با یقه خیلی باز پوشیده که تا بالای سینه هاش میرسه*

-اها راستی بزار برم گل هارو بندازم تو اب

+باشه

*هیکاری رفت و زود کارش رو انجام داد و اومد روی بغل باکوگو نشست و پاهاش رو دور کمر باکوگو انداخت و صورتشون فقط چند سانتی متر فاصله داشت*

+میبینم که بازم میخوای شیطنت کنی

-اره خیلی حال میده، اخه لبام خیلی خشک شده و به بوسه های تو نیاز داره

+خب پس بفرما

*هیکاری به جلو خم میشه و محکم باکوگو رو میبوسه و باکوگو تسلیم میشه*

-چقدر ضعیف شدی جوجه تیغی

+نشانه های دور بودنه

*باکوگو خم میشه و لبه یقه هیکاری رو میگیره و همونجا رو میمکه*

-اخ....

*هیکاری نفس نفس میزنه و میگه*ب... باک... باکوگو یکم... یکمی یواش تر

+حالا کی ضعیف شده؟

-هردومون

+هیچ وقت این اوهیمه سامام کم نمیاره هااا

-بله نمیشه که کم اورد

*باکوگو دستش رو میبره لای موهای هیکاری*

+موهات بلند تر شده و خوشگل تر

-به امید تو هر روز بهش میرسم

+خوبه

*باکوگو محکم هیکاری رو بغل میکنه*

-چیشد یهو؟

*بعد دستش رو میبره زیر پیرهنش و کمرش رو نوازش میکنه*

-جوابم رو گرفتم
دیدگاه ها (۰)

( پارت۹)دیوونه دوست داشتنی-اخه صبح حوصله نداشتم شونه کنم*همو...

( پارت۱۳)دیوونه دوست داشتنی2-باشه باز نمیکنم*بعد از یک هفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط