پارت ۳
پارت ۳
هفته ی بعد
گوشی ا/ت زنگ خورد
ا/ت:الو
سوجین:سلام
ا/ت:سلام سوجین دلم برات تنگ شده بود
سوجین:منم عشقم امشب خونمون پارتیه میتونی با داداشات بیای
ا/ت:معلومه که میام
سوجین:فقط........
ا/ت:فقط چی
سوجین:الکس و یونا هم هستن
ا/ت:اشکال نداره
سوجین:خدافظ اونی
ا/ت:خدافظ سوجین
)سوجین دوست صمیمیه ا/ت هست)
ا/ت با شنیدن اسم الکس دوباره صداها توی سرش تکرار میشد ولی دیگه باید فراموش میکرد پس اهمیتی نداد
ا/ت رفت پیش پسرا
ا/ت:میگم سوجین زنگ زد پارتی دعوتمون کرد شب بریم
هیون:اخخخخ حوص پارتی کرده بودم
جیهوپ:منم
بنگچان :کیا تو پارتی ن
ا/ت:خانواده ی سوجین و الکس و یونا
فیلیکس:میخوای نریم
ا/ت:نه میریم من میخوام او الکس اشغال ببینه که من داداشایی دارم که همیشه پشتم هستن
ادامه پارت بعد
هفته ی بعد
گوشی ا/ت زنگ خورد
ا/ت:الو
سوجین:سلام
ا/ت:سلام سوجین دلم برات تنگ شده بود
سوجین:منم عشقم امشب خونمون پارتیه میتونی با داداشات بیای
ا/ت:معلومه که میام
سوجین:فقط........
ا/ت:فقط چی
سوجین:الکس و یونا هم هستن
ا/ت:اشکال نداره
سوجین:خدافظ اونی
ا/ت:خدافظ سوجین
)سوجین دوست صمیمیه ا/ت هست)
ا/ت با شنیدن اسم الکس دوباره صداها توی سرش تکرار میشد ولی دیگه باید فراموش میکرد پس اهمیتی نداد
ا/ت رفت پیش پسرا
ا/ت:میگم سوجین زنگ زد پارتی دعوتمون کرد شب بریم
هیون:اخخخخ حوص پارتی کرده بودم
جیهوپ:منم
بنگچان :کیا تو پارتی ن
ا/ت:خانواده ی سوجین و الکس و یونا
فیلیکس:میخوای نریم
ا/ت:نه میریم من میخوام او الکس اشغال ببینه که من داداشایی دارم که همیشه پشتم هستن
ادامه پارت بعد
- ۱۱۴
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط