اشکهاکاری به روزگارم درآوردندکه.چشمانم سیاهیش آب شد.لبانم

اشکهاکاری به روزگارم درآوردندکه.چشمانم سیاهیش آب شد.لبانم قرمزیش پاک شد.دستانم تنهایش تنهاترشد.وخودم مظلوم ترین خاک دنیا
دیدگاه ها (۲)

بوسیدن دستهایت آرزوی دیرینه ی من است که بجزحسرت چیزی نمانده

نفسهایم....خدایانفسهایم درسینه بی تابی میکند....گمشده ای ندا...

عروس روزگاری شده ام که تمامش وحشتناکترین عمرزمانه است

خنده ای من ازروزگاریست....که دنیاحرفهایش را....به دروغ دست ک...

برای جنوب عزیز و قشنگ🫂❤️🌊 از بندرعباس تا چابهاراز بوشهر تا خ...

دلتنگ مقام هستی بنویس " یا علی اکبر "توفقط‌اذان‌بگو...شب هشت...

بم رب الحسین علیه السلام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط