shede and shine

shede and shine
پارت 7
ویو یوری
چشامو باز کردم ...... همه چی یادم اومد مخصوصا حرف داداشم و کار هانا .......حرفش داشت تو سرم اکو میشد.......من داداش تو نیستم ..قطره اشکی از چشمم اومد پایین

لونا.یوری ....... یوری جونم حالت خوبه
+بیا بغلم.....پرید بغلم بعدشم مامان و بابا
هیون.دخترم حالت خوبه(بغضی)
مایا.قربونت بشم(بغضی)

+هی گریه نکنید......دستمو باز کردم
که اومدن بغلم

_یوری حالت خوبه.......ببخشید همه ی اینا تقصیر منه اگه هانا رو نمیا.....

+سونگمین تو هیچ تقصیری نداری

_رفتم بغلش کردم

جونگین.آجی حالا خوبه

+آجی؟؟فکر کردم گفتی دیگه داداشم نیستی

جونگین.یوری ببخشید....متاسفم

+نه نمیبخشمت......چون کاری نکردی........ اینو گفتم و بغلش کردم

داشتم پا میشدم هانا اومد

هانا.وای یوری جونم......خوشحالم حالت خوبه

+اوو هانا.....من می‌دونم کار تو نبود

_یوری؟من خودم دیدم...همه شاهدن

+من هانا رو میبخشم....ولی قبلش یه هدیه دارم

لونا.یوری چی میگی

هانا.واقعا...چه هدیه ای

+رفتم یه مشت زدم تو شکمش پرت شد اونور.......همه تو شک بودن.......گفتم هرکسی یه جور هدیه میده...و رفتیم بیرون..........

ویو وقتی رفتیم خونه
.........……………………
دیدگاه ها (۰)

shede and shineپارت 6جونگین.آقای دکتر میشه خواهرمو ببینمدکتر...

shede and shineپارت 5_چرا داری میخندی هاااا......همین الان م...

shede and shineپارت 4رسیدم عمارت که رفتم تو اتاقم.....یه لبا...

shede and shineپارت 1(یادم رفت بگم یوری و لونا و جونگین سون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط