دیشب دل ما باز به دنــبال شما رفت

دیشب دل ما باز به دنــبال شما رفت
دل رفت به جایی که ندانم به کجا رفت

دیـشب سر شب بودکه تا یاد تو سر زد
اشکم به زمین آمد و آهم به هوا رفت

دل تا سرکـــوی تو رساندیم به ناگاه
مرغ از قفسش پر زد و بی چون و چرا رفت

بیتی ز نجیبانه چشــمان تو گفتیم
مکتوب جدا پر زد و محبوب جدا رفت

تا در خط مـیگون لبت رفت قـنوتی
در گوشه محراب نـمازم به قضا رفت

یک عالمه بیت و غزل و شعر و کلامم
یک قافله سرمایه ز اندیشه ی ما رفت

بگذار اگر خرده نگیرند ، بگوئیم
انگار بلا آمد و انگار خدا رفت
دیدگاه ها (۱)

تو رها در من و من محو سراپای توامتو همه عمر من و من همه دنیا...

به کسی که عاشق توستبگوهر روزبا زیباترین تعابیر جهانبیدارت کن...

کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...کاش بودی و ...

صادقانه دل سپردم... سرنوشتم شوم شدقلب من با رفتنت از عشق هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط