عکسای دوتایی رو تختم ولوعه👫

عکسای دوتایی رو تختم ولوعه👫
این سرطان فکرم از غمه توعه
واست گردن بندی از اشک ساختم😢 😭
تا بدونی همه اشکام گردنه توعه
این شبای لعنتی که نمیگذره😞
منو چند فروختی که اون نازتو بخره
گفتی فقط مرگ میتونه جدامون کنه
حتما مرگ یه پسره و یه ماشین دو دره👦 🚘
دوباره یه هوای دو نفره
این بارون داره منو آتیش میزنه☔ 🔥
چند ماهیه که جلو آینه نمیرم
نمیخام اونی که شبیم نیستو ببینم
همونی که یه روزی دنیای تو بودش
دیدی سفید شد آخر اون موهای بورش
هفت،هشت،نه خودت بگو چنده نیکوتین تو خونش
میمیرما اگه بخواد اذیتت کنه😡
بهش بگو تو دسته اون امانتی😢
میدونم تویه دلت اول اسم منو میگی
بعد میزنی به سلامتی🍷
الهی دورت بگردم که یادت نمیمونه تاریخ تولد اونو
وقتی بغضت میگیره یا بهونه میگیری😔 😣 تو منو میخوای نه ترحمه اونو
اینقدر دل دل نکن اونم از دستت میره😏
انقدر قسم خوردی سیرت نکرد همشیره
دوست داشتم ولی بردیم از یاد
مجنون تر از لیلی شیرین تر از فرهاد
این میسوزونه منو که چی بهم میگین💑
شعرامو آتیش زدم تو خونه عطر تو پیچید📝
چشات چرخید عشقم نیومد به چشم👀 سردی یه کلاه دیگه رو سرم بکش❄ 👒
بعد تو کلی درد جمع شد دور من
توام دوسم نداشتی مثله خود من
مدیونی اگه به اون بگی عشقمو هوات به سرم افتاد و خودت ا چشمم
داغون یعنی داغ اون😔
تو گل من بودی و من باغبون🌹
تو عادتم بودی یهو ترکم کردی
و تو یه لحظه جدا شد راهمون
سنگ کاغذ شلیک🔫
د نامرد منو خسته کردی
حواسم به تو هست تویی که از من پرتی
روی چشات👀 یه دس میکشم✋ بی انصاف میره روی عکس بعدی
قلبم وایستاد به تماشای رفتنت🚶
دیگه راه نمیاد باهام حتی یک قدم
سرم به همون سنگی خورد که واسه تویه لعنتی به سینه میزدم
بعد تو کلی درد جمع شد دور من توام دوسم نداشتی مثله خود من💔
دس خوش بیشتر از این لایقتون بود
من عاشقه اون بودمو اون عاشقه اون بود😓
دیگه قرصهای عصاب رو من اثر نمیکنه💊 عشق لغزندست حادثه خبر نمیکنه
بعد اون همه درد بعده کلی سختی
گفتی پای رفتن نیستو با کله رفتی🚶 🏃
رسیدم به آخرین ورسم تو کجاشیی؟¿
ردیفه ردیفم اگه قافیه تو باشی
با اینکه نمیرسه به همدیگه دستمون
وقتی که اشکای منو میکردی نذر اون😢
تا حالا مثل من الکی وانمود کردی؟که خوبی پس چرا سکوت کردی😊 😶
از این به بعد واسه خودت اسپند دود کن
چون تو یه اسفندی رو دود کردی😔 💔
دیدگاه ها (۱)

گاهی شنیدن یه کلمه...باعث میشه تموم بشی!یه حرفایی مثل سیلی م...

رمان اسیر خان پارت چهارم ۴

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

چانگبینی‌..میبینی چقدر زود داره میگذره حیح چقدر زود بزرگ شدی...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.4کوک:همین الان*بلندا.ت:باشهو رفت ب...

#تکپارتیموضوع:(وقتی ما ازش خوشمون میاد ولی اون با ما رفتار س...

اعتیاد من بهت.

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط