زندگی دوباره
زندگی دوباره
Part4
+ خیلی دیر کردم مطمعنم دیگه قبول نمیکنن واسه استخدام خدا لعنتت نکنه پسره عوضی
- تعقیبش کردم در کمال ناباوری سر از شرکت بابام در آورد
اینجا چیکار میکنه
رفت داخل منم پشت سرش رفتم
+ رسیدم داخل استرس کل بدنمو در بر گرفت
رفتم و با استرس از منشی سوال گرفتم که گفت وقت تمومه
کلی خواهش کردم ولی نذاشت
که یهو یه صدای آشنایی رو پشت سرم شنیدم
برگشتم دیدم همون پسره ی اکبیریه
- چیزی شده؟
+ یهو منشی با ناز و عشوه گفت
& ایشون دیر رسیدن و انتظار دارن ما اون رو واسه کار کردن تو این شرکت قبول کنیم
- قبوله
& چی؟
+ چی
-گفتم قبولش کنید
& ولی رییس
+ ریسس؟
& بله رییس اینجا ایشون هستن
- از فردا میام سر کار این دختر رو هم استخدام کن فهمیدی؟
& بله رییس
+پشمام فکر میکردم بی خانمانه
& حواستو جمع کن وگرنه بد میبازی دختره جنده
+ جنده مامانته میبینیم کی میبازه
کیفمو برداشتم و سریع رفتم
هی پسر وایسا
- بله؟
+ چرا قبولم کردی؟
....
شرط 23 لایک
10 کامنت
#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
Part4
+ خیلی دیر کردم مطمعنم دیگه قبول نمیکنن واسه استخدام خدا لعنتت نکنه پسره عوضی
- تعقیبش کردم در کمال ناباوری سر از شرکت بابام در آورد
اینجا چیکار میکنه
رفت داخل منم پشت سرش رفتم
+ رسیدم داخل استرس کل بدنمو در بر گرفت
رفتم و با استرس از منشی سوال گرفتم که گفت وقت تمومه
کلی خواهش کردم ولی نذاشت
که یهو یه صدای آشنایی رو پشت سرم شنیدم
برگشتم دیدم همون پسره ی اکبیریه
- چیزی شده؟
+ یهو منشی با ناز و عشوه گفت
& ایشون دیر رسیدن و انتظار دارن ما اون رو واسه کار کردن تو این شرکت قبول کنیم
- قبوله
& چی؟
+ چی
-گفتم قبولش کنید
& ولی رییس
+ ریسس؟
& بله رییس اینجا ایشون هستن
- از فردا میام سر کار این دختر رو هم استخدام کن فهمیدی؟
& بله رییس
+پشمام فکر میکردم بی خانمانه
& حواستو جمع کن وگرنه بد میبازی دختره جنده
+ جنده مامانته میبینیم کی میبازه
کیفمو برداشتم و سریع رفتم
هی پسر وایسا
- بله؟
+ چرا قبولم کردی؟
....
شرط 23 لایک
10 کامنت
#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
- ۱۸.۰k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط