رفتم , مرا ببخش و مگو او وفا نداشت ....
رفتم , مرا ببخش و مگو او وفا نداشت ....
راهی بجز گریز برایم نمانده بود .....
این عشق آتشین پر از درد بی امید ....
در وادی گناه و جنونم کشانده بود .....
رفتم که بوسه ای پر حسرت تورا .....
با اشک های دیده ز لب شستشو دهم ....
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود ....
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم ....
فروغ فرخ زاد
راهی بجز گریز برایم نمانده بود .....
این عشق آتشین پر از درد بی امید ....
در وادی گناه و جنونم کشانده بود .....
رفتم که بوسه ای پر حسرت تورا .....
با اشک های دیده ز لب شستشو دهم ....
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود ....
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم ....
فروغ فرخ زاد
- ۱.۸k
- ۲۲ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط