part:6
part:6
که یه دفعه تهیونگ و جونگ کوک وارد شدن.
لینا با داد و جیغ گفت: کمکککک
ته و کوک دویدن و کوک یه مشت محکم به صورت شوگا زد.
ته هم روش نشست و شروع کرد به زدنش.
+ترو خدا ولش کنین برام دردسر میشههه(با گریه)
ته:تو ساکت باش.
کوک:تهیونگ بس کن بیا بریم.
ته:باشه.
ویو نویسنده🎀:
شوگا بیهوش شده بود ولی حتما باید انتقام میگرفت.
همه رفتن و سوار ماشین شدن داخل ماشین
سکوت مزخرفی بود تا این که رسیدن.
ویو داخل خونه:
مادر لینا رو با م.ل نشون میدم
مادر کوک رو با م.ک نشون میدم.
مادر ته رو با م.ت نشون میدم
م.ل:دخترم چرا رنگت پریده اتفاقی افتاده؟!
+نه مامان خوبم فقط کمی خستم..
م.ت:تهیونگ جرا دستت زخم شده؟
جونگ کوک ت هم چرا دستت خونیه؟
ته:مامان الان خسته ایم بعدا دربارش حرف میزنیم.
م.ک:باشه برین لباساتونو عوض کنین بیاین ناهار.
+من نمیخوام
کوک:نمیخوام نداره تو حالت بده باید بخوری.
+ما هنوز ازدواج نکردیم که اینطوری میگی گنده بک.
کوک:هوففف. میخوای بخور میخوای نخور به من چه...
+پسرا هم پرنسس شدن(زبون در آورد کیوت)
ته:دختره ی چش سفید.
م.ت:به عروس گلم اینجوری نگو وگرنه پارت میکنم.
که یه دفعه تهیونگ و جونگ کوک وارد شدن.
لینا با داد و جیغ گفت: کمکککک
ته و کوک دویدن و کوک یه مشت محکم به صورت شوگا زد.
ته هم روش نشست و شروع کرد به زدنش.
+ترو خدا ولش کنین برام دردسر میشههه(با گریه)
ته:تو ساکت باش.
کوک:تهیونگ بس کن بیا بریم.
ته:باشه.
ویو نویسنده🎀:
شوگا بیهوش شده بود ولی حتما باید انتقام میگرفت.
همه رفتن و سوار ماشین شدن داخل ماشین
سکوت مزخرفی بود تا این که رسیدن.
ویو داخل خونه:
مادر لینا رو با م.ل نشون میدم
مادر کوک رو با م.ک نشون میدم.
مادر ته رو با م.ت نشون میدم
م.ل:دخترم چرا رنگت پریده اتفاقی افتاده؟!
+نه مامان خوبم فقط کمی خستم..
م.ت:تهیونگ جرا دستت زخم شده؟
جونگ کوک ت هم چرا دستت خونیه؟
ته:مامان الان خسته ایم بعدا دربارش حرف میزنیم.
م.ک:باشه برین لباساتونو عوض کنین بیاین ناهار.
+من نمیخوام
کوک:نمیخوام نداره تو حالت بده باید بخوری.
+ما هنوز ازدواج نکردیم که اینطوری میگی گنده بک.
کوک:هوففف. میخوای بخور میخوای نخور به من چه...
+پسرا هم پرنسس شدن(زبون در آورد کیوت)
ته:دختره ی چش سفید.
م.ت:به عروس گلم اینجوری نگو وگرنه پارت میکنم.
- ۲۹۵
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط