پارتآخر

پارت‌آخر

ویو‌مینسو
بهوش.امدم‌هنوز‌وسط‌خونه‌بودم‌‌‌که‌ماده‌‌داغی‌‌لای‌پاهام‌حس‌کردم‌
نه‌‌بچم‌‌‌نهههههه‌‌‌اسم‌جونگ‌‌کوک ‌
بلند‌گفتم‌‌ولی‌کسی‌نبود‌
+هقق‌‌کوکککک‌‌خواهش‌میکنم‌کمکم‌کمک‌کنم‌هقق‌
که‌دوباره ‌چشام ‌سیاهی‌رفت‌‌
ویو‌کوک‌
از‌دست‌‌مینسو ‌عصبی ‌شدم‌
کتکش‌زدم ولی‌فکر‌کنم‌زیاده‌روی‌
کردم‌‌واسه‌‌‌‌زود‌‌خودم‌رو‌به‌خونه
رسوندم. وقتی‌‌در‌‌باز‌‌کردم‌باجسم‌
بی‌جون‌‌‌مینسو ‌‌‌‌روبرو‌‌شدم‌‌دیودم‌
طرفش‌‌
_‌هق‌مینسو‌بیدار‌‌‌شو‌هق‌‌‌‌‌. داد
کوک‌‌فعورا‌‌براید‌استایل‌بغلش‌کردم‌
وبه‌‌‌طرف‌در‌‌رفتم‌‌گذاشتمش‌تو‌‌ماشین‌
جونگ‌‌کوک:همش‌کار‌من‌عوضی‌‌‌‌‌خواهش‌
زنده‌بمون‌خواهش‌میکنم‌. هق‌
رسیدن‌‌بیمارستان ‌‌
کوک‌‌‌‌
کسی‌‌اینجا‌نیست‌‌‌‌همسرممم‌داد‌بغض
پرستارا‌تا‌‌کوک‌‌دیدن‌‌بران‌کارت‌آوردن و‌مینسو‌
بردن‌‌
پرش‌‌زمانی‌
دکتر:شما‌همسرشید‌
_بله‌‌ بغض‌
دکتر‌:‌متاسفانه ‌‌بچه‌رو‌از‌دست‌دادیم‌‌ولی‌حال‌
خانم‌تون‌خوبه‌
_میتونم ‌ببینمش‌
دکتر:بله‌
کوک‌به‌سمت‌اتاقی‌‌که‌‌مینسو‌بردن‌رفت‌
که‌مینسو‌رو تخت‌‌دید بغضش‌ترکید‌
رفت‌طرفش‌
_مینسو‌‌هق‌خواهش‌میکنم‌هق‌من‌عوضی‌ببخش‌هقق‌
+چطور‌ببخشمت‌ها‌‌تو‌‌‌بچمونو‌کشتی‌هق‌‌
هیچوقت ‌نمی‌بخشمت ‌هق‌فردا‌ازت‌طلاق‌
میگرم
_مینسو‌‌‌خواهش‌میکنم‌‌‌‌خواهش‌میکنم‌‌یه‌فرست‌دیگه‌بهم‌‌بده‌قول‌میدم‌هقق‌زندگی‌‌‌قشنگی. برات‌بسازم‌‌هققق

مینسو‌طاقت‌‌گریه‌کوک‌نداشت
+باشه
کوک‌خوشحال ‌شد‌‌ومینسو‌زود‌بغل کرد‌
+لحم‌کردی‌‌
_هق‌ببخشید ‌
+گریه نکن‌‌‌دلم‌‌نمیخوا‌اشکایی‌‌
کسی که‌عاشقمش ‌بریزه‌
_باشه‌‌‌خنده‌

وباهم‌زندگی‌خوبی‌رو‌‌ساختن‌‌
وصاحب‌تو‌بچه‌‌شدن‌‌پایان‌

بوس‌‌نی‌نی‌ها‌
دیدگاه ها (۲)

فیک‌‌وقتی‌‌ازت‌‌متنفر‌‌بود‌‌ شخصیت‌های‌‌اصلی‌کوک‌_ات_جمین_سو...

پارت‌‌۱‌ویو‌ات‌‌بادرد‌‌از‌‌خواب‌بیدار‌‌شدم‌‌بایاداوری‌‌که‌‌د...

پارت‌‌۵‌ویو‌کوک‌بادرد‌بدی‌‌‌از‌خواب‌بلند‌شدم‌که‌دیدم‌مینسو‌‌...

پارت‌۴‌_آجومااااا‌‌‌ دادآجوما:بله‌ارباب‌ باترس_اون‌دختر‌از‌خ...

برادر ناتنی بد 🎀²⁷+جونگ کوک اگه بهوش بیای هققق قول میدم هققق...

part29 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》گفتن که فردا صبح به مقصد می‌رس...

part27 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک هم اومد و باهم صبحونه خوردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط