خبرت هست

خبرت هست ؟
که از خویش
خبر نیست
مرا
گذری کن که زغم راه گذر نیست مرا


#امیرخسرو_دهلوی






🍃
دیدگاه ها (۱)

آن داغ ننگ خورده که میخندیدبر طعنه های بیهده،من بودمگفتم: که...

چه اندوه باربزرگ می شویمکه بمیریم. #شمس_لنگرودی

آخرش روزی بهار خنده هامان می رسدپس بیا با عشق، فصل بغضمان را...

همه جا هستم ودر حال تماشای تواممن تماشاگر نامریی دنیای توامت...

🌤  .         به من بتاب!           که سنگِ سردِ درّه‌ام     ...

مرا از خویش می‌رانی و گویی دوستت دارمنشاید این چنین ماند، به...

خدایا گاهی مرا در آغوش بگیر ...وقتی در محاصره ی مشکلاتم و تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط