دختر خالم با پسر داییم داشتن با هم خاله بازی میکردن.

دختر خالم با پسر داییم داشتن با هم خاله بازی میکردن.

یه کاغذی رو آوردن پیش من و گفتن امضا کن.

منم گفتم: این چیه؟

دختر خالم گفت: داریم از هم طلاق میگیریم این هم برگه ی طلاقمونه... تو هم شاهدمونی...

بعد از اون پسر داییم میگه : نه نه صب کن، هنوز معلوم نکردیم که بچه ها ماله کی باشن...

من :o

برگه ی طلاق :)

دختر خالم :)))))

.

.

.

.

خدا مردم فک و فامیل دارن

من هم فک و فامیل دارم.
دیدگاه ها (۱۲)

مرد جوانی وسط شهر ایستاده بود و ادعا می کرد که زیباترین قلب ...

دختری به کوروش کبیر گفت:من عاشقت هستم.... کوروش گفت:لیاقت ...

براساس واقعیت از زبان پریا من پریا23ساله وعشقم فرهاد27 سال. ...

جند پارتی تهیونگ

پارت دویوری: چرا آخه ها چرااااااااا( داد و گریه )شبیوری: جون...

عرفان مرتضایی پسر خاله مهسا نه اسم اصلیش (ژینا) امینیه در اق...

عرفان مرتضایی پسر خاله مهسا نه اسم اصلیش (ژینا) امینیه در اق...

My idol

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

Otagh baghli Part 59«ویو جونگکوک »جونگکوک : باشه تهیونگ گفتم...

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط