چند پارتی کوک

چند پارتی کوک
پارت ⁴
و ا.ت هم بعد از چند دیقه همراهیم کرد ...
ویو کوک
از خودم جداش کردم و مستقیم داشتم به چشماش زل میزدم صورت خوشگلش رو با دستام محاصره کردم و داستم کم کم نزدیکش میشدم که در اتاق رو شنیدیم
تق تق تق ( مثلا صدای دره )
ویو ا.ت
کوک داشت میومد نزدیکم ولی پسش نزدم چون منم احساس رو بهش داشتم که متقابل بود ، وقتی که من تازه به عنوان عضو هشتم اضافه شده بودم کوک جوری رفتار می‌کرد که انگار واقعا دوسم داره منم در آخر از نامجون هیونگ پرسیدم که کوک چرا اینطوری میکنه بهم گفته بود که ازم خوشش میاد منم از کوک خوشم میومد ولی به کسی نگفتم تا خودش اعتراف کنه امروز که اون حرکتی زد دیگه واقعا مطمئن شده بودن که عاشقمه و این حس مقابله، همینجوریداشت نزدیکم میشد که صدای در شنیده شد کوک کلافه از رو تخت بلند شد و رفت درو باز کنه ،
ویو کوک
تا درو باز کردم با جمع آرمی ها مواجه شدم.، استرسی وجودم ر. فرا گرفته بود و نمیدونستم باید چیکار کنم چون ا.ت داخل اتاق رو تخت بود رنگشو که بخاطر دردش پرسده بو. میترسیدم آرمی ها اونه ببینن پس زود خودم رو از اتاق بیرون انداختم و درو بستم ، همه داشتن آرم امزا میگرفتن که از اون ور راهرو اعضا رو دیدن و رفتن طرف اونا منم از این فرصت استفاده کردمو رفتم داخل اتاق
- ا.ت تو خوبی ؟
+ آره من خوبم کی اومده بود ؟
- آرمی ها اومده بودن
+ چی واقعا منو دیدن
- فک نکنم دیده باشن
+ پس تو چجوری اومدی داخل
- هیونگا اومدن و همشون رفتن سمت اونا
+ کوک
- بله بگو چیزی نیاز داری ؟
+ نه قضیه اون نیست
- پس چیه
ا.ت چشماشو میبنده و زود میگه
+ من عاشقتم
و بعد چشماشو باز میکنه و به کوک خیره میشه
- با شنیدن این حرفش اونقدر خوشحال شده بودم که نگم رفتم سمتش و کنار تخت نشستم
- واقعا راست میگی ؟
+ اوهوم
- پس منم اینو بهت بگم که منم عاشقم ا.ت
+ ا.ت خوشو میندازه داخل بغل کوک و شروع میکنه به اشک ریختن
- چی ؟ چیزی شده ؟
+ نه هق
- پس چرا گریه میکنی؟
+ آخه من دوساله منتظر این لحظه ام
کوک اینبار حرفی نزد و لب هاش رو کوبوند روی لب های ا.ت و آروم مک میزد ا.ت هم که ازش خوشش میومد همکاری کرد و ...





خماری...

خوب دوستان اینم پارت جدیدمون امیدوارم خوشتون بیاد
حمایت ؟؟؟
دیدگاه ها (۵)

چند پارتی کوک پارت ⁵ازش خوشش میومد همکاری کرد ...همینطوری کو...

پارت ¹³که یهو ...جونگ کوک چند قدم عصبانی و مست سمت ا.ت آروم ...

بعدشم لالالالا رو گرفتین 😂😂😂

Love in the dark⑥④زمان خواب) من داخل اتاق بودم داشتم روتین پ...

A love that begins with jealousy ✨part14:ویو صبح: پاشدم دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط