آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت¹⁵
ویو تهیونگ
سعی کردم به آنا برای لباساش یه دروغی بگم که تا بعد براش همونو بگیرم
تهیونگ:آماده شو میریم کمپانی
آنا:اوکی
بیرون رفتم و بعد از 2مین آماده شدم که آنا با داد گفت
آنا:تهیونگ من لباس چی بپوشم؟؟؟؟؟؟
ضربه ای به سرم زدم،به اینجاش فکر نکرده بودم
تهیونگ:خب کت چرم و شلوار لی داخل ماشینخ اما بلوزت کثیفه
آنا:خب یه تاپی چیزی نداری بهم بدی؟
تهیونگ:صبر کن الان میام بهت میدم
سعی کردم کوچیک ترین رکابی که دارم رو بهش بدم،که بعد از کلی گشتن رکابی دوران دبیرستانمو بهش دادم
بعد از 5مین پوشید و اومد بیرون
بازم براش گشاد بود ولی از هیچی بهتر بود،لبخندی زدم که نگاهم سمت یقه اش اومد اخمی کردم
تهیونگ:زیپ ژاکتتو ببند
نگاهی به خودش انداخت که منظورم و فهمید،کمی سرخ شد ولی به روی خوردش نیاورد،سوار ماشین شدیم و به سمت کمپانی رفتیم
ادامه دارد...
پارت¹⁵
ویو تهیونگ
سعی کردم به آنا برای لباساش یه دروغی بگم که تا بعد براش همونو بگیرم
تهیونگ:آماده شو میریم کمپانی
آنا:اوکی
بیرون رفتم و بعد از 2مین آماده شدم که آنا با داد گفت
آنا:تهیونگ من لباس چی بپوشم؟؟؟؟؟؟
ضربه ای به سرم زدم،به اینجاش فکر نکرده بودم
تهیونگ:خب کت چرم و شلوار لی داخل ماشینخ اما بلوزت کثیفه
آنا:خب یه تاپی چیزی نداری بهم بدی؟
تهیونگ:صبر کن الان میام بهت میدم
سعی کردم کوچیک ترین رکابی که دارم رو بهش بدم،که بعد از کلی گشتن رکابی دوران دبیرستانمو بهش دادم
بعد از 5مین پوشید و اومد بیرون
بازم براش گشاد بود ولی از هیچی بهتر بود،لبخندی زدم که نگاهم سمت یقه اش اومد اخمی کردم
تهیونگ:زیپ ژاکتتو ببند
نگاهی به خودش انداخت که منظورم و فهمید،کمی سرخ شد ولی به روی خوردش نیاورد،سوار ماشین شدیم و به سمت کمپانی رفتیم
ادامه دارد...
- ۹۱
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط