خدمتشون رسیدم داشتند از اتاق خارج میشدن همینجور که مشغول
خدمتشون رسیدم داشتند از اتاق خارج میشدن همینجور که مشغول پوشیدن کفشاشون بودن.بهشون عرض کردم آقاجان دعا کنید برام که شهید بشم سرشونو بلند کردند و بهم نگاه کردند با لبخندی مهربانانه نگاهم کردندوفرمودند دعا میکنم برات که زنده باشی و به اسلام بیشتر خدمت کنی...منم دستشونو بوسیدم همون دستی که جانبازه و ایشونمداز سر لطف دست مهربونشونو روی سرم کشیدن...
اللهم احفظ واید وانصر امام الخامنه ای بحق الحسین علیه السلام
اللهم احفظ واید وانصر امام الخامنه ای بحق الحسین علیه السلام
- ۴۵۲
- ۰۲ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط