𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒 / بــازی قـدرتـــ
𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒 / بــازی قـدرتـــ
شخصیتهای اصلی: جئون جونگ کوک، کاترینا ویتمور.
ژانر: دارک، اسم🚫ـات، معمایی، روانشناختی، درام، عاشقانه، جنایی.
𝐾𝑎𝑡𝑟𝑖𝑛𝑎 𝑊ℎ𝑖𝑡𝑚𝑜𝑟𝑒:
دختری ۲۲ ساله، مدیرعامل شرکت K.V Global Investment (سرمایهگذاری جهانی کاترینا ویتمور).
نابغهای با شخصیتی آرام، جدی و تصمیمگیر که هرگز اجازه نمیدهد دیگران مسیر زندگی یا آیندهاش را تعیین کنند. در دنیایی که بسیاری قدرت را با پول، نفوذ یا نام خانوادگی به دست میآورند، کاترینا جایگاهش را با استعداد، تلاش و پشتکار خودش ساخته است.
او باور دارد که قدرت هدیه داده نمیشود؛ بلکه باید آن را به دست آورد.
ملیت: رومانیایی.
لقب: ارکیده سفید.
نماد قدرت: کفش پاشنه بلند.
𝐽𝑒𝑜𝑛 𝐽𝑢𝑛𝑔𝑘𝑜𝑜𝑘:
مردی ۴۰ ساله، رئیس یکی از قدرتمندترین سازمانهای مافیایی جهان.
مردی سرد، خونسرد و غیرقابلپیشبینی که سالهاست نامش در تاریکترین محافل قدرت زمزمه میشود. او هرگز صدایش را برای ترساندن دیگران بالا نمیبرد؛ زیرا حضورش بهتنهایی برای خاموش کردن جمعیت یک اتاق کافی است.
جونگکوک احساساتش را پنهان میکند و تصمیمهایش را بر پایهی منطق میگیرد، نه احساس. برای او، قدرت با ترحم حفظ نمیشود و کوچکترین اشتباه، بهایی سنگین دارد.
در دنیای او، رحم کردن گاهی گرانترین اشتباه است.
ملیت: کره جنوبی.
لقب: پلنگ سیاه.
نماد قدرت: دستکش چرمی مشکی.
شخصیت های فرعی: کیم تهیونگ، کیم لارا، الکساندر ویتمور، النا ویتمور، هوانگ ساکورا، جئون لیدیا، جئون لیرا، جئون ویلیام، لوکاس جیس، کلارا جیس..و بلا بلا بلا..
هشدار❗
این فیکشن شامل صحنههایی از:
• خشونت • قتل • جنایت • بازیهای روانی • صحنههایی +18
پس اگه روحیه گوگولی دارین این فیکشن براتون شامل نمیشه.
𝑆𝑢𝑚𝑚𝑎𝑟𝑦:
همه چیز با یه قمار بزرگ شروع شد...
النا ویتمور، در حالی که مست بود، راهی کازینو شد و با مردی وارد قمار شد که حتی نمیدونست یکی از خطرناکترین مردای دنیای زیرزمینیه.
قمار فقط قرار بود سر ۹ میلیارد دلار باشه...
اما وقتی پای یه شرط دیگه وسط اومد، همه چیز تغییر کرد.
چون این بار، چیزی که روی میز گذاشته شد پول نبود؛
سرنوشت کاترینا ویتمور بود.
دختری که هیچوقت اجازه نداده کسی براش تصمیم بگیره، حالا خودش رو وسط بازیای میبینه که قوانینش رو شخص دیگهای نوشته.
جئون جونگکوک.
مردی که به دست آوردن چیزی که میخواد براش مهمتر از هر چیز دیگهایه.
اما این بازی یه سؤال بزرگ داره...
چه کسی شکار است و چه کسی شکارچی؟
ـ من آدمی ضعیفی نیستم، جناب جئون!
ـ منم آدمی نیستم که دست از سر کسی که فکر میکنه ضعیف نیست برداره!!!
خب خب
نوکتیس صحبت میکنه..
این فیکشن از همه فیکشن ازدواج اجباری که خوندین از زمین تا آسمون فرق میکنه..
تو بقیه فیکشن های ازدواج اجباری پسر و دختر برای حفظ قدرت خانوادشون ازدواج میکنن بعد یه مدت عاشق میشن بعد بچه دار میشن...همین😑💔
ولی این فیکشن یه پیچیدگی های خوبی داره که جذابیت داستان بیشتر میشه..
اگه بخوام یکی از چیزایی که با بقیه فرق میکنه رو بگم اینه که بقیه فیکشن های ازدواج اجباری شخصیت اصلی دختر رو ضعیف نشون میدن..
ولی در اینجا شخصیت دختر بسیار قدرتمند نشون داده میشه.. (البته من هیچ وقت تو فیکام شخصیت دختر رو ضعیف نشون نمیدم😮💨🛐)
و اینم بگم..
تا حالا ندیدم کسی این فیکو در ویسگون بزاره اگه اصکی برین باهاتون بد برخورد میکنم..
گفته باشم!!!!
ذاتا فیک «مال من» رو یکی اصکی رفته بود چیزی نگفتم حتی فیک «گرگینه و انسان» هم اصکی رفتن ولی دوباره چیزی نگفتم 🙄
پس دیگه نمیتونم ساکت بشم بخداااا..
کل داستان مال ایده هام هس پس نگین اتفاقی بوده🫤
و اینکه یه چیز دیگه این فیک یکم شبیه فیک «مال من» هس..
البته بعضی جاها..
کلا نه..
بزارین اینم بگم👺🎀
اگه این فیک حمایت نشه اصلا به هیچ وجه ادامه نمیدم!!!!!!
اصلا!!!!!
این فیک هم قراره بالای ۲۰۰ پارت باشه و اگه حمایت نشه بدون اینکه بگم خودم کوچ میکنم واتپد..
پس جدی بگیرین بچه ها..
من میخوام حمایت بشم..
حالا حالا..
شرط: ۲۴۰ لایک، ۱۰۰ بازشر(من اصلا بیرحم نیست-)
شرطارو برسونید تا یه پارت اولی رو بزارم..💋
اهم..
فقط این شرط داره برای پارت ها شرط نمیزارم ولی خب باید ۱۰۰ لایک خوردهای بشن دیگه💆🏻♀️🔪
شخصیتهای اصلی: جئون جونگ کوک، کاترینا ویتمور.
ژانر: دارک، اسم🚫ـات، معمایی، روانشناختی، درام، عاشقانه، جنایی.
𝐾𝑎𝑡𝑟𝑖𝑛𝑎 𝑊ℎ𝑖𝑡𝑚𝑜𝑟𝑒:
دختری ۲۲ ساله، مدیرعامل شرکت K.V Global Investment (سرمایهگذاری جهانی کاترینا ویتمور).
نابغهای با شخصیتی آرام، جدی و تصمیمگیر که هرگز اجازه نمیدهد دیگران مسیر زندگی یا آیندهاش را تعیین کنند. در دنیایی که بسیاری قدرت را با پول، نفوذ یا نام خانوادگی به دست میآورند، کاترینا جایگاهش را با استعداد، تلاش و پشتکار خودش ساخته است.
او باور دارد که قدرت هدیه داده نمیشود؛ بلکه باید آن را به دست آورد.
ملیت: رومانیایی.
لقب: ارکیده سفید.
نماد قدرت: کفش پاشنه بلند.
𝐽𝑒𝑜𝑛 𝐽𝑢𝑛𝑔𝑘𝑜𝑜𝑘:
مردی ۴۰ ساله، رئیس یکی از قدرتمندترین سازمانهای مافیایی جهان.
مردی سرد، خونسرد و غیرقابلپیشبینی که سالهاست نامش در تاریکترین محافل قدرت زمزمه میشود. او هرگز صدایش را برای ترساندن دیگران بالا نمیبرد؛ زیرا حضورش بهتنهایی برای خاموش کردن جمعیت یک اتاق کافی است.
جونگکوک احساساتش را پنهان میکند و تصمیمهایش را بر پایهی منطق میگیرد، نه احساس. برای او، قدرت با ترحم حفظ نمیشود و کوچکترین اشتباه، بهایی سنگین دارد.
در دنیای او، رحم کردن گاهی گرانترین اشتباه است.
ملیت: کره جنوبی.
لقب: پلنگ سیاه.
نماد قدرت: دستکش چرمی مشکی.
شخصیت های فرعی: کیم تهیونگ، کیم لارا، الکساندر ویتمور، النا ویتمور، هوانگ ساکورا، جئون لیدیا، جئون لیرا، جئون ویلیام، لوکاس جیس، کلارا جیس..و بلا بلا بلا..
هشدار❗
این فیکشن شامل صحنههایی از:
• خشونت • قتل • جنایت • بازیهای روانی • صحنههایی +18
پس اگه روحیه گوگولی دارین این فیکشن براتون شامل نمیشه.
𝑆𝑢𝑚𝑚𝑎𝑟𝑦:
همه چیز با یه قمار بزرگ شروع شد...
النا ویتمور، در حالی که مست بود، راهی کازینو شد و با مردی وارد قمار شد که حتی نمیدونست یکی از خطرناکترین مردای دنیای زیرزمینیه.
قمار فقط قرار بود سر ۹ میلیارد دلار باشه...
اما وقتی پای یه شرط دیگه وسط اومد، همه چیز تغییر کرد.
چون این بار، چیزی که روی میز گذاشته شد پول نبود؛
سرنوشت کاترینا ویتمور بود.
دختری که هیچوقت اجازه نداده کسی براش تصمیم بگیره، حالا خودش رو وسط بازیای میبینه که قوانینش رو شخص دیگهای نوشته.
جئون جونگکوک.
مردی که به دست آوردن چیزی که میخواد براش مهمتر از هر چیز دیگهایه.
اما این بازی یه سؤال بزرگ داره...
چه کسی شکار است و چه کسی شکارچی؟
ـ من آدمی ضعیفی نیستم، جناب جئون!
ـ منم آدمی نیستم که دست از سر کسی که فکر میکنه ضعیف نیست برداره!!!
خب خب
نوکتیس صحبت میکنه..
این فیکشن از همه فیکشن ازدواج اجباری که خوندین از زمین تا آسمون فرق میکنه..
تو بقیه فیکشن های ازدواج اجباری پسر و دختر برای حفظ قدرت خانوادشون ازدواج میکنن بعد یه مدت عاشق میشن بعد بچه دار میشن...همین😑💔
ولی این فیکشن یه پیچیدگی های خوبی داره که جذابیت داستان بیشتر میشه..
اگه بخوام یکی از چیزایی که با بقیه فرق میکنه رو بگم اینه که بقیه فیکشن های ازدواج اجباری شخصیت اصلی دختر رو ضعیف نشون میدن..
ولی در اینجا شخصیت دختر بسیار قدرتمند نشون داده میشه.. (البته من هیچ وقت تو فیکام شخصیت دختر رو ضعیف نشون نمیدم😮💨🛐)
و اینم بگم..
تا حالا ندیدم کسی این فیکو در ویسگون بزاره اگه اصکی برین باهاتون بد برخورد میکنم..
گفته باشم!!!!
ذاتا فیک «مال من» رو یکی اصکی رفته بود چیزی نگفتم حتی فیک «گرگینه و انسان» هم اصکی رفتن ولی دوباره چیزی نگفتم 🙄
پس دیگه نمیتونم ساکت بشم بخداااا..
کل داستان مال ایده هام هس پس نگین اتفاقی بوده🫤
و اینکه یه چیز دیگه این فیک یکم شبیه فیک «مال من» هس..
البته بعضی جاها..
کلا نه..
بزارین اینم بگم👺🎀
اگه این فیک حمایت نشه اصلا به هیچ وجه ادامه نمیدم!!!!!!
اصلا!!!!!
این فیک هم قراره بالای ۲۰۰ پارت باشه و اگه حمایت نشه بدون اینکه بگم خودم کوچ میکنم واتپد..
پس جدی بگیرین بچه ها..
من میخوام حمایت بشم..
حالا حالا..
شرط: ۲۴۰ لایک، ۱۰۰ بازشر(من اصلا بیرحم نیست-)
شرطارو برسونید تا یه پارت اولی رو بزارم..💋
اهم..
فقط این شرط داره برای پارت ها شرط نمیزارم ولی خب باید ۱۰۰ لایک خوردهای بشن دیگه💆🏻♀️🔪
- ۶.۹k
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط