بار الهی چه شده است این دل ما ؟
بار الهی چه شده است این دل ما ؟
به کدام دشت پناهنده شده است از سر ما ؟
مدتی هست نگشوده ست به رویم در را .
به گمانم مرا ترک نموده ست تنها .
اگهی بر سر هر کوچه زدم لیک هنوز
خبرم نا مده است زان هنوز .
به خیالم صد هزار دل خریدم اما
نبُود هیچ کدام جور به قاب دل ما .
دل من دریا بود .
دل من دشت به پهنای دل یاران بود .
دل من گاه به انظار خدا می نگریست .
گه به چرخ فلک اهل زمین می نگریست .
دل من دست به اغوش خدا می طلبید .
اشک بر شانه ی سجاده عشقش می ریخت .
دل من دل بود اما من دلش نا خواندم .
کوچ کرد از سر نا مهری نفس دنیا طلبم .
بار الهی ، کنون من دل خود را خواهم .
نه که این دنیا بلکه من عشق تو را می خواهم .
به کدام دشت پناهنده شده است از سر ما ؟
مدتی هست نگشوده ست به رویم در را .
به گمانم مرا ترک نموده ست تنها .
اگهی بر سر هر کوچه زدم لیک هنوز
خبرم نا مده است زان هنوز .
به خیالم صد هزار دل خریدم اما
نبُود هیچ کدام جور به قاب دل ما .
دل من دریا بود .
دل من دشت به پهنای دل یاران بود .
دل من گاه به انظار خدا می نگریست .
گه به چرخ فلک اهل زمین می نگریست .
دل من دست به اغوش خدا می طلبید .
اشک بر شانه ی سجاده عشقش می ریخت .
دل من دل بود اما من دلش نا خواندم .
کوچ کرد از سر نا مهری نفس دنیا طلبم .
بار الهی ، کنون من دل خود را خواهم .
نه که این دنیا بلکه من عشق تو را می خواهم .
- ۱.۲k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط