چشم در راهم!
چشم در راهم!
در کنج-سکوت-شب
برای-ستاره ها
ساز-دلتنگی میزنم
با من بگو!
چه کنم با این ابر-چشمهایم
که برای-تو می بارد؟
غروب که میشود "خاتون"
کنار پنجره می نشیند
وبه راهی که رفتی
چشم میدوزد تا شاید......
آاااااای جانکم!
میگفتی:
دیوانگی هایت را دوست دارم
بیا ببین!
حرفهایم بوی- جنون میدهد
خوب میدانم ریگی به کفشهای-شب است
که ماه اینگونه پر تلاطم است
کاش بیایی مهربانم!
تا عطر نفسهایت را
همچون نیلوفران-وحشی
دسته دسته بچینم
کاش بیایی....!!!
در کنج-سکوت-شب
برای-ستاره ها
ساز-دلتنگی میزنم
با من بگو!
چه کنم با این ابر-چشمهایم
که برای-تو می بارد؟
غروب که میشود "خاتون"
کنار پنجره می نشیند
وبه راهی که رفتی
چشم میدوزد تا شاید......
آاااااای جانکم!
میگفتی:
دیوانگی هایت را دوست دارم
بیا ببین!
حرفهایم بوی- جنون میدهد
خوب میدانم ریگی به کفشهای-شب است
که ماه اینگونه پر تلاطم است
کاش بیایی مهربانم!
تا عطر نفسهایت را
همچون نیلوفران-وحشی
دسته دسته بچینم
کاش بیایی....!!!
- ۲.۴k
- ۱۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط