آنشرلی هم نشدیم یکی بیاد بهمون بگه:
آنشرلی هم نشدیم یکی بیاد بهمون بگه:
آنه… تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات،از تنهایی معصومانه ی دستهایت آیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایت و گیرودار ملال آور دروان زندگی ات حقیقت زلالی دریاچه ی نقره ای نهفته بود؟
آنه…
اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری و در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی
واینک آنه…
شکفتن و سبز شدن در انتظار توست…در انتظار توست…
آنه… تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات،از تنهایی معصومانه ی دستهایت آیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایت و گیرودار ملال آور دروان زندگی ات حقیقت زلالی دریاچه ی نقره ای نهفته بود؟
آنه…
اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری و در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی
واینک آنه…
شکفتن و سبز شدن در انتظار توست…در انتظار توست…
- ۳.۴k
- ۲۲ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط