{پارت ¹}{ من عاشق یک شرور شدم}

{پارت ¹}{ من عاشق یک شرور شدم}

٭از زبان ملودی٭

★روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم کتابه کتابخانه ارواح رو میخوندم، داستان جالبی داره، همینطور که داشتم کتاب رو میخوندم دیدم که پدرم وارد اتاق نشیمن شد، مثل همیشه یک سیگار در دستش داشت، پکی از سیگارش کشید و به کاناپه نزدیک شد، رو به روی کاناپه ایستاد، از بالای کتاب بهش نگاه کردم★

چیزی شده؟

٭مثل همیشه صدام پایین و اروم بود٭

نه..فقط میخوام در مورد چیزی باهات صحبت کنم

٭پدرم گفت، صدایش محکم بود و جایی برای بحث نمیزاشت٭

*روی کاناپه درست نشستم و بهش نگاه کردم*

باشه..درمورد چی میخوای صحبت کنی؟

*پدرم کنارم روی کاناپه نشست*
*قبل از حرف زدن آهی کشید، اما بنظر نمیرسید که واقعا از انچه که میخوایت بگوید ناراحت یا ازرده است*

این درمورد... ادامه تحصیلته، میخوام برای ادامه تحصیلت به کشور ژاپن بری

*از تصمیم او تعجب کردم، چطور شد که اینقدر ناگهانی نظرش عوض شد؟ آخه همین چند روز پیش بود که میگفت دوست ندارد من به کشور خارجی بروم*

...چرا؟

±چون من گفتم!

*با صدایی محکم و کمی بلند تر از قبل گفت، انگار میخواست بهم بفهمونه که حوصله بحث با من رو ندارد و فقط کاری رو که گفته انجام دهم*

لازم نیست نگران چیزی هم باشی، از قبل برایت خانه خریدم و در مدرسه ای ثبت نامت کردم

*‌پدرم در حالی که از روی کاناپه بلند میشد گفت*

پاشو برو چمدان هایت رو ببند، هر چند فکر‌ نکنم لازمت بشود

*پدرم گفت، دیدم که پدرم حتی فرصتی برای حرف زدن بهم نداد و از اتاق نشیمن رفت بیرون*

*دلم نمیخواست برم، اما انچنان هم برایم اهمیتی نداشت، از روی کاناپه بلند شدم تا بروم و چمدان هایم رو ببندم و لباس هایم رو عوض کنم*
دیدگاه ها (۱۴)

🎀💃🏻💃🏻💃🏻

ویییییییمن غششششششمرگگگگگذوققققققعرررررررررر😂😂😂بَمردم🤣

رنگ موهاش یچیزی تو این مایه هاست🚬🗿

من بیکار میشم سناریو مینویسم🤣🤣🤣به نام خودااسم: ملودی/کوموتوس...

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part¹¹.....ویو ا...

پارت8 از زبان لورا تو اتاقم داشتم کتاب میخوندم که گوشیم زنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط