من منتظر غروب مهتاب

من منتظر غروب مهتاب
که بخواب رود
ومن منتظرش که باسرانگشت خود به شیشه ای پنجره ای دلم بکوبد
ولی خودنمی دانم رویای لطیفی بیش نیست
که باصدا کردنم میاد سلامی وخسته نباشیییییی
وسربرزانوان خسته ام می گذارد وبه جای رفته ای مهتاب می نگرد وبخوابی رنگارنگ فرو می رود
ومن این بار باچشمانی گریان که خود نمی داند از فرط خوشحالی بااوبودن ویا از خوابی که صورتک غمگینم را برایش نمایان نساخت به جای سرانگشت می نگرم
بادستان لرزان وظریفم هزار بار صورت زیبا وبخواب رفته اش را لمس می کنم شاید صبح باعطر دستانم بیدار شود وبداند پاهایم بخواب رفتند ولی نگذاشتم صورت زیبایش لحظه ای بلغزد
عزیزم توی که تورا گل می نامم
گلکم هرشب برصورتت بوسه ای از غم ودرد بیادگار می گذارم شاید فردا روزی بدانی که برایت لحظه لحظه می میرم
عجب پراست این دل گله مند که از صبح برایت می نویسد وتعریف می کند وثبت انها که برایت در مهتاب شبی بگویید
ولی دریغ وصدافسوس جز سلامی وچشمی خواب الود چیزی نصیبش نمی گرددوهزاران سوال بی جواب
واینست عشق خورشید به ماه که هیچ گاه همدیگر را نمی یابند مگر هنگام خسوفی وکسوفی

ان هنگام که بچشمانت می نگرم شاید پلک زیبایت عشق,کوردم کنار رود وخود را در چشمان مهربانت ببینم
منتظر هستم تا شبی دیگر ورفتن مهتابی دیگروخواب سنگینی دیگر






forugha32
دیدگاه ها (۴)

یکی از بزرگترین کورد مردان دنیای مجازی وواقعییییییی

پروانه جان

چون نیمکتی منتظر نشسته اممیان هیاهوی عابرانهرکسی می آیدثانیه...

ای که در غفلتی و بنده ی دنیا شده ای!

complex world

از گابریل گارسیا مارکز پرسیدند:اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای د...

29 دی در تقویم ما به عنوان روز غزه نام گذاری شده است؛ روزی ب...

دل می رود به دل شدگان اقتدا کند شاید کسی بیاید و او را سوا ...

دل می رود به دل شدگان اقتدا کند شاید کسی بیاید و او را سوا ...

💞💞💞💞💞💞ای عشق مدد کن که غزلخوان تو باشمتا آخر عمرم سر پیمان ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط