فقر

فقر
همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش
نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند...
کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن
یادگاری نوشته اند...
پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به
خیابان انداخته میشود...
فقر ، همه جا سر میکشد،
فقر ، شب را "بی غذا" سر کردن نیست،
روز را "بی اندیشه" سر کردن است
دیدگاه ها (۲)

اینا کیک هستن!!!!

بفرمایید شام

خوشکله

.

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

اخرین امتحان برگزار و ترم تمام شد باید به خانه میرفتم موقع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط