پيش تو من زنده شوم صبح كه آغاز شود

پيش تو من زنده شوم صبح كه آغاز شود
نرگس چشمان تو را بوسه زنم باز شود
دست زند صورت تو پرتو خورشيد به مهر
منتظرم روز شود تا گل من ناز شود
كاش به آخر نرسد خواب تو در وقت سحر
دل كه هوايى بشود تشنه ى پرواز شود
غبطه ى عالم بشوم چون تو شوى عاشق من
باور هر كس نشود عشق اگر راز شود
اى دل من صبر بكن شعر به آخر برسد
كاش مدارا بكنى تا كه دلش ساز شود
دیدگاه ها (۴)

‍ کوله بار خاطراتش را برایم جا گذاشت...رفت و چشمان مرا با گ...

به گمانم ڪه تو مأمور شدے جان ببرییا ڪه با طرز نگاهت ز من ایم...

ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توستدر بیت بیت هر غزلم رد پای توس...

رها کن روزگاری را که از دست تو خواهد رفت مقام و اعتباری را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط