یه بازار یاب جاروبرقی اومد در خونمونو زد. تا در و باز کرد

یه بازار یاب جاروبرقی اومد در خونمونو زد. تا در و باز کردم پرید تو و سه کیلو آشغال ریخت رو فرش گفت اگه اینارو در عرض سه دقیقه جارو نکردم همشو می خورم. منم بهش گفتم با سس قرمز می خوری یا سفید. گفت چرا؟بهش گفتم چون امروز صبح برقمون قطع کردن...
دیدگاه ها (۷)

نیل ارمسترانگ بعدازقدم گذاشتن به ماه دوتا عکس بیشترنگرفت.......

صبح که از خواب پا میشی دو تا کار انجام بده ^_^ خدارو شُکر ک...

ﺗﻮﺕ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﺷﺨﺼﯿﺘﻪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻃﻌﻢ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﯿﮑﺶ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺭ ...

ﭼﻪ ﮐﻴﻔﯽ ﻣﻴﺪﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺗﻮﯼ ﻳﻪ ﮐﻠﺒﻪ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﺑﺎ همسرت ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻮﻣﻴﻨﻪ...

[ادامه...](نکته:پسرا مافیان) عصر...بارون قطع شده بود.هر سه ت...

p5

[ادامه...]همون روز...حدود ساعت چهار بعدازظهر...آفتاب از پنجر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط