گرگ به گله خیره مانده بود.......پرسیدم مگرگرگها هم فکرمیک

گرگ به گله خیره مانده بود.......پرسیدم مگرگرگها هم فکرمیکنند.......گفت عاشق بره ای شده ام، نمیدونم آبروی ذاتم راببرم.یاشکارچی عشقم باشم
دیدگاه ها (۱)

دنیاشامل بعضیانمشه، بعضیاخودشون یه دنیان

سلام دوستای عزیزم من مسافرمشهدم اگه لایق باشم نایب وزیارتون ...

یه دخترشیطون یهوشدیه دخترآروم بایه درونه داغون

آخرین پنچ شنبه بهارهم ازراه رسیدالهی تیرماه براتون برکت، شاد...

قضاقدر و خیانت گرگ دیگر برای ماتازگی ندارد، چون هنوز زخم‌های...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

آغوش عشق در کنار مافیا"جونگکوک"به عکسا خیره شدم، ساعت؟! مهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط